بررسی اثرات نابرابری جنسیتی بر فرار مغزها در کشورهای در حال توسعه

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی گلستان

2

3 دانشگاه آزاد اسلامی

4 دانشگاه آزاد اسلامی

doi
10.22055/jqe.2021.37203.2362
چکیده

چکیده گستردهمعرفیفرار مغزها یک موضوع گسترده در زمینه اقتصاد کشورهای در حال توسعه است. با این حال، جنبه جنسیتی فرار مغزها نسبتاً کم مورد توجه قرار گرفته و همچنین به جنسیت به عنوان عامل اثرگذار در تصمیمات مهاجرتی توجه کمی شده است و نقش حقوق زنان در تعیین تصمیمات مهاجرت زنان با مهارت بالا تقریباً مورد فراموشی قرار گرفته است. میزان فرار مغزها در زنان از کشورهای در حال توسعه به طور قابل توجهی بالاتر از مردان است. نرخ مهاجرت زنان نسبت به مردان در اکثر کشورهای غیر OECD بسیار بالاست. این گرایش نسبی مهاجرت زنان برای افراد با مهارت بالا بیشتر مشهود است. نرخ مهاجرت زنان دارای تحصیلات تکمیلی به طور متوسط 17 درصد بیشتر از مردان است. علاوه بر این، میزان مهاجرت افراد با مهارت بالا  و در واقع فرار مغزها  برای زنان در هر یک از قاره­های هدف (دارای کشورهای در حال توسعه) نسبتاً بیشتر است. اما باید گفت چرا نرخ فرار مغزها در بین زنان در کشورهای در حال توسعه نسبتاً بالا است؟ خروج سرمایه انسانی از کشورهای در حال توسعه به طور کلی نگران کننده است. با این حال، از دست دادن سرمایه انسانی زنان به احتمال زیاد پرهزینه است. بنابراین در این پژوهش تلاش شده است به بررسی پیامدهای این پدیده مهم پرداخته شود.متدولوژیروش شناسی مد نظر این پژوهش، روش شناسی اقتصادسنجی است که بر پایه روش تحلیلی-کاربردی است و مدل اقتصادسنجی مورد نظر بر پایه تئوری­های اقتصادی طراحی می­شود و سپس با استفاده از داده­های مراکز رسمی و بکارگیری روش­های آماری، مدل تصریح شده برآورد می­شود و فرضیه­ها با استفاده از نتایج مدل آزمون می­شوند. جامعه آماری تحقیق شامل 40 کشور[1] در حال توسعه است که نمونه مورد نظر از این کشورها طی سال­های 2018-2002 و مبتنی بر داده­های مراکز رسمی آمار اقتصادی از قبیل داده­های بانک جهانی و داده­های مهاجرت به کشورهای توسعه یافته جمع­آوری شده­اند. از آمار توصیفی و آمار استنباطی برای تجزیه و تحلیل داده­ها استفاده می­شود. روش اقتصادسنجی مورد استفاده روش گشتاورهای تعمیم­یافته (GMM[2]) است. از این رو الگویی کلی بر اساس هدف تحقیق و بر پایه مبانی نظری طراحی شده است:  در الگوی فوق  به عنوان متغیر وابسته، شاخص فرار مغزهاست و میزان مهاجرت افراد با تحصیلات بالا به آمریکا را نشان می­دهد و برای محاسبه آن آمار مهاجرت به آمریکا بر اساس ملیت که از بانک اطلاعات بین المللی مهاجرت[3] (OECD .Stat) بدست آمده در نرخ مهاجرت مردان و زنان با تحصیلات بالا از هر کشور مبدا ضرب شده که آمار آن از موسسه تحقیقات استخدام (IAB) استخراج شده است.  وقفه اول شاخص مهاجرت نخبگان یا فرار مغزها را نشان می­دهد.   شاخص تبعیض جنسیتی، از مفاهیم و مؤلفه­هایی است که امروزه در بررسی­های اقتصادی و اجتماعی جوامع مدرن مطرح گردیده است.  به عنوان توان دوم شاخص نابرابری جنسیتی، به منظور بررسی اثرات غیرخطی این شاخص بر فرار مغزها وارد معادله شده است.  شاخص کنترل فساد.  شاخص ثبات سیاسی،   شاخص آزادی بیان از جمله حقوق افراد در جامعه است.در این مطالعه از برآوردگر پویای روش گشتاورهای تعمیم یافته ( GMM) که توسط بلوندل و بوند[4] (1998) پیشنهاد شده، استفاده گردیده است.یافته­هانتایج برآورد مدل در جدول 1 ارائه شده است.جدول 1. نتایج برآورد الگوی کشورهای در حال توسعهمأخذ: محاسبات تحقیقTable 1. The results of estimating the pattern of developing countriesSource: Research calculationsمتغیرضرایبP-Valueوقفه اول فرار مغزها698512/000/0شاخص نابرابری جنسیتی239/4122 -00/0توان دوم شاخص نابرابری جنسیتی620/333000/0کنترل فساد690558/9 -00/0ثبات سیاسی296764/1 -00/0آزادی بیان و پاسخگویی36521/1500/0آزمون سارگان(J- STATISTIC)60696/3539/0                                                             وقفه اول فرار مغزها تاثیر مثبت و معنی­داری بر فرار مغزها داشته است. به عبارت دیگر وجود یک ارتباط فراگیر و گسترده بین نخبگان داخل و خارج کشور و اطلاع نخبگان کشور مهاجر از مزایا و امکانات علمی و رفاهی و به نوعی اجتماعی نخبگان خارج شده از کشور(از طرق مختلف مانند شبکه های اجتماعی، ایمیل و ...)، موجب می­شود انگیزه مهاجرت نخبگان داخل کشور به کشورهای توسعه یافته در سال­های بعد افزایش یابد. احدی و همکاران(1398) هم در مطالعه تجربی خود بررسی کرده­اند که سابقه­ی مهاجرت تاثیر مستقیم و معنا دار بر تمایل به مهاجرت دارد، که با نتایج تحقیق حاضر سازگار است. شاخص نابرابری جنسیتی تأثیری غیرخطی و آستانه­ای بر فرار مغزها داشته است. با توجه به اینکه ضریب نابرابری جنسیتی منفی و ضریب توان دوم نابرابری جنسیتی مثبت شده است لذا شاخص نابرابری جنسیتی در سطوح پایین تاثیری منفی بر فرار مغزها برجای گذاشته است. اما افزایش سطح شاخص نابرابری جنسیتی و عبور آن از سطحی آستانه­ای در جامعه موجب تشدید فرار مغزها از کشورهای مورد مطالعه شده است. به عبارت دیگر تا زمانیکه شاخص نابرابری جنسیتی از سطح [5]618/0  کمتر باشد، سطح تبعیض جنسیتی پایین بوده و فرار مغزها و مهاجرت نخبگان صورت نمی­گیرد. اما در صورت بالاتر رفتن سطح شاخص نابرابری جنسیتی از حد آستانه مذکور، با افزایش میزان تبعیض جنسیتی روند فرار مغزها افزایش می­یابد که این موضوع نشان دهنده اهمیت تأثیرگذاری نابرابری جنسیتی در فرار نخبگان در یک کشور است. لذا هر چقدر سطح شاخص نابرابری جنسیتی کمتر، جامعه توسعه­یافته­تر و ماندگاری نخبگان در این جوامع بیشتر است. و برعکس، هر چقدر سطح شاخص نابرابری جنسیتی بیشتر، توسعه­یافتگی جامعه کمتر و ماندگاری نخبگان در این جوامع کمتر و فرار مغزها بیشتر است.  در مطالعه حاضر کشورهای الجزایر در سالهای 2002-2003، مصر در سالهای 2002-2003 و 2006، امارات متحده عربی در سال 2002، هندوستان در سالهای 2002-2005، ایران در سال 2002، عراق در سالهای 2002-2005، اردن در سالهای 2002-2003، قرقیزستان در سال 2005، مراکش در سالهای 2002-2004، پاکستان در سالهای 2002-2004، عربستان سعودی در سال 2005 و سالهای 2009-2011 بالاتر از سطح آستانه نابرابری جنسیتی بوده­اند. سایر کشورهای پژوهش در سالهای 2002-2018 نابرابری جنسیتی کمتر از آستانه داشته اند.کنترل فساد تأثیری منفی و معنی دار بر فرار مغزها داشته است. فساد به مثابه نیرویی است که به عملکرد مناسب بازارها آسیب رسانده و سیستم بازار را مختل می نماید و از این رهگذر موجبات کاهش رشد اقتصادی را فرآهم می­آورد. عواملی چون کیفیت بد قوانین و مقررات، دیوان سالاری ناکارآمد، ناکارآیی نظام قضایی، فقدان حاکمیت قانون و ... عوامل فساد زا هستندکه عمدتاً در کشورهای توسعه نیافته شایع است. فساد در جنبه های مختلف سبب هدایت غیر بهینه نخبگان جامعه میان کارآفرینی و رانت­جویی شده که خود عامل مهاجرت قشر نخبگانی جامعه است. از این رو کنترل فساد در هر جامعه­ای باعث ایجاد شرایطی با ثبات ( اقتصادی، سیاسی، اجتماعی) جهت جلوگیری از مهاجرت نخبگان به کشورهای دیگر می­گردد. مصطفی­زاده و عرب­مازار(1396) هم در مطالعه تجربی خود به این نتیجه رسیده­اند که کنترل فساد تأثیری منفی و معنی­دار بر مهاجرت داشته است.ثبات سیاسی تأثیری منفی و معنی­دار بر فرار مغزها داشته است. جامعه از طریق اعمال سیاست­های مناسب می­توانند منجر به افزایش سطح ثبات سیاسی آن شود و شرایط را برای بهبود مؤلفه اقتصاد دانش­بنیان و فراهم نمودن بسترهای مناسب برای ارتقاء دانش و فناوری و درنهایت برای داشتن اقتصادی پویاتر که دارای نهادهای بهتر، محیط رقابتی­تر و نیروی­کار تحصیل­کرده بیشتری است، فراهم نماید. مؤلفه­هایی نظیر نقد و تحلیل عملکرد دولتمردان، مشارکتهای اعتراض آمیز، رقابتهای سیاسی فزاینده، حضور حداکثری مردم در انتخابات، خوشبینی نسبت به آینده، بالا بودن سطح رفاه جامعه و مواردی از این دست که موجب می‌گردد که عوامل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برای تبیین ثبات سیاسی به کار گرفته شود. بنابراین با اعمال سیاست­ها و عملکرد مناسب دولت بسترهای مناسب برای ارتقاء بهره­وری کل عوامل تولید و اقتصاد مهیا شده و زمینه برای تولید دانش، علم و فناوری بالاتر و به دنبال آن افزایش تنوع تولیدات داخل با درجه تمایز بالا ایجاد و بسترهای مناسب جهت ماندن نخبگان و عدم مهاجرت آنها فراهم می گردد. دوریاآریتا و همکاران (2017)، احدی و همکاران(1398) هم در مطالعه تجربی خود به این نتیجه رسیده­اند که ثبات سیاسی تأثیری منفی و معنی­دار بر مهاجرت نخبگان داشته است. آزادی بیان تأثیری مثبت و معنی­دار بر فرار مغزها داشته است. گسترش آزادی هم هدف و هم ابزار توسعه است. به بیانی دیگر، ماهیت توسعه و آزادی به همدیگر پیوند خورده است. مظاهر آزادی مانند، آزادی بیان و پاسخگویی، آزادی­های سیاسی، امکانات و فرصت­های برابر اقتصادی و اجتماعی، شفافیت و نظام حمایتی تضمین شده و غیره. که این عوامل اگر در جامعه­­ای نهادینه شود موانع توسعه انسانی و رشد نخبگانی برداشته خواهد شد. آزادی بیان در پوشش آزادی­های سیاسی، آزادی­های اقتصادی، فرصت­های اجتماعی، عملکردهای شفاف و امنیت حمایتی، هر یک از این انواع متمایز حقوق و فرصت­ها به پیشبرد قابلیت عمومی یک فرد کمک می­کند و سبب می­شود فرد ( به ویژه نخبگان) در یک جامعه توسعه نیافته و یا در حال توسعه با جوامع پیشرفته آشنا شده و به منظور ارتقاع سطح زندگی و فراگیری علوم جدید دست به مهاجرت بزند. و در واقع آزادی بیان پل ارتباطی جوامع مختلف در اقصی نقاط جهان و سبب تسهیل مهاجرت به ویژه نخبگان از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعه یافته خواهد شد. شاه­آبادی و جامه­بزرگی (1393) و شاه­آبادی و جامه­بزرگی (1392)، در پژوهش خود با تشریح ابعاد مختلف آزادی و تأثیر مستقیم آن بر کیفیت حکمرانی و افزایش سطح رشد اقتصادی تأکید دارند. رشد کیفی و کمی این عوامل که موثر در توسعه­یافتگی است مانع از گسترش مهاجرت قشر نخبگانی در جوامع رو به رشد خواهد شد، و تأثیر منفی و معنادار بر جریان مهاجرت و مهاجرت نخبگان خواهد داشت. نتایج به دست آمده در این پژهش­ها ناسازگار با نتیجه تحقیق حاضر می­باشد.در تخمین مدل برای بررسی معتبر بودن ماتریس ابزارها از آزمون سارگان استفاده شده است. آزمون سارگان برای اعتبارسنجی متغیرهای ابزاری، نشان­دهنده عدم همبستگی متغیرهای ابزاری با جزء خطای مدل است لذا متغیرهای ابزاری استفاده شده در مدل معتبر است. در واقع می توان گفت در این آزمون، فرضیه صفر حاکی از عدم همبستگی ابزارها با اجزای اخلال است. مقدار احتمال آماره آزمون سارگان زمانی که مدل با داده­های کشورهای در حال­توسعه تخمین زده شده است برابر39/0 است. نتیجه اینکه فرضیه صفر مبنی بر عدم همبستگی ابزارها با اجزای اخلال را نمی­توان رد کرد، بنابراین می­توان نتیجه گرفت ابزارهای مورد استفاده برای تخمین مدل از اعتبار لازم برخوردار است. همچنین آزمون خودهمبستگی آرلانو-باند[6](1991) حاکی از تایید پویایی مدل و عدم وجود خودهمبستگی مراتب بالاتر در جزء خطای مدل دارد. به طور کلی آزمون خودهمبستگی آرلانو و باند برای بررسی همبستگی جملات اخلال و این که آیا روش گشتاور تعمیم­یافته(GMM) به درستی انتخاب شده است یا نه استفاده می­شود. شرط آزمون آرلانو و باند این است که اگر از متغیر وابسته تفاضل مرتبه اول گرفته شود، بایستی جمله خطا خودهمبستگی مرتبه اول داشته باشد تا امکان استفاده از تخمین­زننده گشتاور تعمیم­یافته(GMM) فراهم باشد. با توجه به نتایج آزمون خودهمبستگی آرلانو و باند، که در جدول(3) آورده شده است، همبستگی بین جملات اختلال از مرتبه اول بوده و از مرتبه دوم و بالاتر نمی­باشد، بنابراین روش گشتاور تعمیم­یافته(GMM) روش مناسبی برای برآورد مدل تجربی تحقیق می­باشد. نتیجه­منابع انسانی از عواملی است، که نقش بسزایی در رشد و توسعه اقتصادی هر جامعه دارد. نیروی انسانی متخصص و نخبه جزء دارایی­هایی یک کشور و به عنوان مهم­ترین مزیت رقابتی و کمیاب­ترین منبع در اقتصاد دانش­محور امروز است. اگر چه نیروی انسانی متخصص در حرکت رو به جلوی  اقتصاد یک کشور تأثیر بسزایی دارد، اما آمار نشان دهنده خروج حجم وسیعی از نخبگان و متفکران حوزه­های مختلف علوم است، که به دلایلی، اقامت درکشورهای توسعه­یافته را بر ماندن در کشور خود ترجیح می­دهند. موضوع فرار مغزها و مهاجرت نخبگان بحث تازه‌ای نیست، بلکه پدیده‌ای است که از دیرباز تاکنون به گونه‌های مختلف و چشمگیری درکشورهای در حال توسعه دیده شده است. به دلیل خلاء موجود در مطالعات قبلی که تاکنون به بررسی تأثیر عوامل متعدد بر مهاجرت نخبگان پرداخته اند، در این مطالعه سعی در شناخت تأثیر نابرابری جنسیتی بر مهاجرت نخبگان ( فرار مغزها) از کشورهای در حال­توسعه به ایالات متحده آمریکا طی دوره زمانی 2018-2002 انجام گرفته است. بدین منظور از روش گشتاورهای تعمیم­یافته(GMM) استفاده شده است. پس از اطمینان از پایایی متغیرهای مدل تحقیق، برآورد مدل­های پژوهش انجام شد.براساس یافته­های مطالعه و نتایج برآورد مدل نشان می­دهد، هر کدام از متغیرهای موجود در مدل تأثیری متفاوت بر فرار مغزها داشته است؛ که برخی سبب کاهش و برخی سبب تشدید مهاجرت نخبگان می­گردد. وقفه اول فرار مغزها، توان دوم شاخص نابرابری جنسیتی و آزادی بیان به دلایلی که گفته شد اثری مثبت بر فرار مغزها از کشورهای در حال توسعه ( کشورهای مبداء) به ایالات متحده آمریکا ( کشور مقصد) داشته و کنترل فساد، ثبات سیاسی و شاخص نابرابری جنسیتی کمتر از آستانه مورد نظر اثری منفی بر فرار مغزها و مهاجرت نخبگان داشته است. [1] اردن، ارمنستان، ازبکستان، امارات، اندونزی، ایران، آذربایجان، آرژانتین، آفریقایجنوبی، آلبانی، بحرین، برزیل، بلاروس، بولیوی، پاکستان، تاجیکستان، ترکیه، تونس، الجزایر، چین، روسیه، سنگاپور، صربستان، عراق، عربستان، عمان، قرقیزستان، قزاقستان، قطر، کره جنوبی، کوبا، کویت، لبنان، مالزی، مراکش، مصر، مغولستان، مکزیک، نیجریه، هند.[2] Generalized Moment of Method[3] https://stats.oecd.org[4] R. Blundell & S. Bond[5] این حد آستانه از برابر صفر قرار دادن مشتق فرار مغزها نسبت به شاخص نابرابری جنسیتی حاصل می­شود.[6] Arellano & Bond