تحلیل رمان «کودک پاککن» (طفل الممحاة) اثر ابراهیم نصرالله از منظر پیوند میان باورهای دینی و رئالیسم
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی
2 دانشجوی دکتری، دانشگاه رازی
doi
چکیده
ابراهیم نصر الله، رماننویس معاصر فلسطینی، در مجموعه رمانهای «کمدی فلسطینی» غالباً به شکلی واقع-گرایانه توجه خویش را به موضوع فلسطین و سرنوشت مصیبتبار مردم این سرزمین معطوف نموده است، اما او در یکی از رمانهای این مجموعه، به نام: «طفل الممحاة» (کودکِ پاککن)، شیوهای متفاوت در پیش گرفته و در آن، برخلاف دیگر آثارش، از الگوی واقعگرایانه در روایت و پیرنگ حوادث پیروی نکرده است، وی در این رمان. حوادث فرا واقعی را در بستری از واقعیتها ارائه نموده و پیرنگ رمان را بر آنها استوار ساخته است. جستار حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی این رمان را از منظر پیوند میان باورهای دینی و رئالیسم بررسی نموده است. نتایج به دست آمده از این پژوهش گویای آن است که نویسنده درتلاش به منظور ایجاد هماهنگی میان مضمون و فرم، ابتکاری نو در رمان معاصر عربی به خرج داده است. او با این اثر، میان باورهای عامیانه مردم با رئالیسم جادویی پیوندی هنری ایجاد نموده است.