شخصیتپردازی در رمان دشتهای سوزان
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور
2 دبیر آموزش و پرورش
doi
چکیده
رمان دشتهای سوزان رمانی شبهتاریخی از صادق کرمیار است که در آن واقعیت و تخیّل به گونهای جذّاب و خواندنی به هم میآمیزند. کرمیار برای روایت وقایعی که در مقطعی از تاریخ ایران رخ داده است، به توصیف اعمال و رفتار شخصیتهای تاریخی و داستانی با زبانی ساده و روایی میپردازد. در این رمان با شخصیتهای فراوانی مواجه میشویم. به این دلیل این پژوهش در پی آن است که شخصیتپردازیهای کرمیار را در این داستان مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است، نشان میدهد که کرمیار با ایجاد فضایی زنده و باورپذیر و در مجموع با شخصیتپردازی مناسب خود روایتی جاندار و گیرا آفریده است. کرمیار شخصیتهای داستان خود را با دقّت برمیگزیند؛ آنها را بهتدریج وارد قصّه میکند و پس از ایفای نقش، آنها را از داستان خارج میکند. اکثر شخصیتهای رمان به شیوة غیرمستقیم و از طریق گفتگو و کنش معرّفی میشوند. در این رمان با همة انواع شخصیتی از قبیل شخصیتهای اصلی، فرعی، ایستا، پویا، ساده و جامع روبهرو میشویم و این گوناگونی شخصیتها به همراه حضور شخصیتهای تاریخی سبب جذّابیت روایت کرمیار شده است.