تحلیل و ارزیابی مجموعه کاریکلماتورهای« قلبم را با قلبت میزان میکنم » پرویز شاپور براساس نظریۀ جامع طنزکلامی (GTVH)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم، ایران.
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم، ایران.
3 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.22091/jls.2026.14644.1757چکیده
طنزپردازی از موضوعات مهم و تأثیرگذار در آثار ادبی ملل گوناگون و زبان فارسی است و از دیرهنگام بدان توجه شده است. در روزگار معاصر نیز بدان توجه ویژه شده است و با بهرهگیری از نظریههای نو در زبان شناسی، جایگاه آن را فراتر بردهاند. از جمله طنزپردازان نامی معاصر، پرویز شاپور است. این جُستار برآن است تا شگردهای طنزآفرین در کاریکلماتورهای شاپور را در مجموعة قلبم را با قلبت میزان میکنم، براساس نظریۀ جامع طنزکلامی (General Theory of Verbal Humor) تحلیل کند. هدف آن است تا با یاری این نظریه که شامل شش متغیر تقابل انگاره (Script opposition)، مکانیزم منطقی (Logical Mechanism)، موقعیت (Situation)، هدف (Target)، شیوۀ روایت (Strategy Narrative) و زبان (Language) است، شگردهای به کار رفته در کاریکلماتورهای پرویز شاپور، به شیوۀ توصیفی - تطبیقی و تحلیلی بررسیگردد. در این نظریه از انتزاعیترین زاویه که مؤلفة تقابلانگاره (Script opposition) است تا عینیترین زاویه یعنی متغیر زبان (Language) به بررسی و واکاوی آثار طنز میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد با اینکه هرشش مؤلفه در یک راستا در ایجاد طنز نقش دارند، اما تقابل انگاره (Script opposition) و مکانیزم منطقی (Logical Mechanis) از شگردهایی هستند که تأثیرگذاری بیشتر با بسـامد بالاتر، در پدید آوردن طنز کاریکلماتورها برعهده دارند و از ارکـان اصلی ایجـاد طنز در آثـار شـاپور به شمـار میروند. همچنین شاپور در کاریکلماتورها، به گزینش و چینش واژگان در محور همنشینی توجه شایانی داشته و این همجواری واژهها در طنّازی، عمق بخشی، تأثیرگذاری و انسجام کلام بسیار مؤثر بوده است.