بازخوانی و تحلیل استعارۀ مفهومی «زمان» در مثنوی معنوی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه پیام‌نور، تهران، ایران.

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سلمان فارسی، کازرون، ایران.

doi
10.22091/jls.2026.13939.1738
چکیده

مفهومِ زمان از بنیادی‌ترین مفاهیم در ذهن، اندیشه و زبانِ انسان است که از دیرباز در گفتار و نوشتار معمولاً به‌صورت استعاری بیان و به صورتِ شیء و مکان، مفهوم‌سازی شده است. در این پژوهش، مفهومِ زمان در مثنوی معنوی براساس نظریۀ زبان‌شناختی استعارۀ مفهومی لیکاف و جانسون بررسی شده است. هدف اصلی پژوهش بررسی فرایند چگونگی مفهوم‌سازی بحث انتزاعی زمان در مثنوی است. استعاره‌های هستی‌شناختی، مفاهیم انتزاعی همچون زمان را به مثابۀ یک هستومند یا موجودی مجسم می‌سازند و انسان با این شیوه دربارۀ آن مفاهیم بحث و استدلال می‌کند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که مفهوم زمان در مثنوی به صورت طرح‌وارۀ تصوّریِ مکان، شیء و انسان با این ساخت و شیوه که زمان، مکان است و زمان، شیء (ثابت و متحرک) است، نشان داده شده است و همچنین جاندارانگاری زمان از مفاهیم پرتکرار این نوع استعارۀ مفهومی است. مولانا با کمک استعاراتی از این دست مفهوم بنیادین زمان را برای تمثیلات عرفانی و فکری به کار گرفته است تا مسائل مهم عرفانی و فلسفی بهتر تبیین و درک شود.