تحلیل بسترهای نهادی تحقق مدیریت یکپارچه در بازآفرینی شهری پایدار بافتهای فرسوده (منطقۀ موردی: شهر اهواز)
نویسندگان
1 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه شهید چمران اهواز
2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه شهید چمران اهواز
3 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه شهید چمران اهواز
doi
10.22059/jhgr.2018.231773.1007442چکیده
مدیریت یکپارچه در بازآفرینی شهری پایدار بافتهای فرسوده بر استفاده از ظرفیت نهادهای موجود تأکید میکند و بسترهای نهادی میان کنشگران را بهمنظور ایجاد سازمان تصمیمگیری و تصمیمسازی پایدار مهیا میکند. اصلاح ابعاد رویهای مدیریت شهری بهعنوان بسترهای نهادی و مبتنی بر تعامل میان کنشگران مختلف مبتنی بر نقش، وظایف و عملکرد آنها میتواند زمینة تحقق مدیریت یکپارچه در بازآفرینی شهری پایدار را فراهم کند؛ از اینرو هدف مقالة حاضر ارزیابی تحققپذیری مدیریت یکپارچه در فرایند بازآفرینی شهری پایدار بافتهای فرسوده است. پژوهش حاضر کاربردی و توصیفی-تحلیلی است. همچنین براساس مطالعات و برداشتهای میدانی، اسناد فرادست و مصاحبه با ساکنان، پرسشنامه، بهرهمندی از آزمونهای آماری میانگین، تحلیل واریانس، رگرسیون چندمتغیره و تحلیل مسیر ضمن احصای چالشهای نهادی میان کنشگران اصلی مدیریت شهری کلانشهر اهواز براساس متغیرهای اثرگذار در قالب چهار مؤلفه، دوازده شاخص اصلی و 53 گویه و چگونگی تحقق مدیریت یکپارچة بازآفرینی شهری پایدار سنجش شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد رویکرد به مدیریت یکپارچة بازآفرینی شهری پایدار زمانی محقق میشود که روابط متقابل کنشگران این فرایند با یکدیگر بهصورت آگاهانه و براساس تعامل و گفتوگو و اعتماد متقابل باشد و از سوی دیگر نظام رسمی میان کنشگران اجتماعمدار، یکپارچه و متکی بر بسترهای نهادی باشد.