رابطه بلند مدت و اثرات نامتقارن شوک های تورم و نرخ ارز بر حداقل دستمزد در ایران: رویکرد ARDL غیرخطی
نویسندگان
1
2 دانشگاه آزاد اسلامی
3 دانشگاه آزاد اسلامی
4 دانشگاه تهران
doi
10.22055/jqe.2023.40806.2484چکیده
تعیین و برقراری دستمزد متناسب با نرخ تورم و حداقل هزینههای معیشتی (براساس ماده 41 قانون کار)، از وظایف شورایعالی کار در کشور است تا ضمن حمایت از اشتغال پایدار و حفظ قدرت خرید کارگران، زمینه دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی مورد نظر فراهم گردد. با توجه به نوسانات شدید نرخ تورم و نرخ ارز خصوصا در سالیان اخیر و تاثیر معنی دار آنها بر قدرت اسمی و واقعی دستمزدهای دریافتی و سبد هزینه معیشتی خانوارها، مطالعه حاضر به دنبال بررسی رابطه بلندمدت و اثرات نامتقارن شوکهای نرخ تورم و نرخ ارز بر حداقل دستمزد اقتصاد ایران در طی دوره زمانی 1397-1365 است. با بکارگیری فیلتر هودریک-پرسکات، اندازه شوکهای غیر قابل پیشبینی هریک از متغیرها تفکیک و سپس با استفاده از روش اقتصاد سنجی اتو رگرسیون با وقفههای توزیعی غیرخطی (NARDL) عملیات تخمین انجام شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد در بلندمدت بین شوک مثبت تورم و شوک منفی نرخ غیر رسمی دلار با حداقلدستمزد در ایران، رابطه معنی-داری وجود دارد به طوریکه هر تغییر یک واحد درصدی در شوک مثبت تورم، باعث افزایش2.5 درصدی در نرخ حداقل دستمزد روزانه شده و هر یک درصد تغییر در شوک منفی نرخ غیر رسمی دلار، موجب کاهش 9.73 درصدی آن شده است. ضمنا جهت بررسی آثار تقارنی شوکهای مثبت و منفی هریک از متغیرهای توضیحی از آزمون والد استفاده شده که یافتهها حاکی از آن است که در دوره در دست بررسی، اثر شوکهای مثبت و منفی این متغیرها بر حداقل دستمزد روزانه در اقتصاد ایران نامتقارن بوده است.