رتوریک سیاسی و مؤلفه‌های آن در متون ادبی با نگاهی به اشعار مهدی اخوان ثالث

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.22091/jls.2026.14201.1744
چکیده

واکاوی نظام‌مند ظرفیت‌های رتوریک سیاسی در متون ادبی، مستلزم تعریف دقیق مفاهیم و بهره‌گیری از چارچوب نظری منسجم و کارآمد است. پژوهش حاضر کوشیده‌است با اتکا به مبانی نظری کِنِت بِرک در حوزة رتوریک که امروزه در معنای گسترده ارتباطات دریافت می‌گردد، الگویی برای مطالعة رتوریک سیاسی متون ادبی به‌‌صورت ساختارمند ارائه نماید. برک، یکی از نظریه‌پردازان برجستة رتوریک نو در قرن بیستم، مؤلفه‌های بنیادین این حوزه را در قالب مفاهیمی چون جداسازی، ایجاد هویت مشترک، سلسله‌مراتب و فرم دراماتیک پنجگانه (شامل کنش، صحنه، فاعل، واسطه و هدف) تبیین می‌کند. به‌کارگیری این مؤلفه‌ها در بررسی زیرشاخة سیاسی رتوریک، درواقع انطباق یک چارچوب نظری عام و کلی بر یکی از حوزه‌های فرعی و موضوع‌محور آن به‌شمار می‌رود. این پژوهش به‌روش تحلیل کیفی، پس از شرح مبانی نظری برک در حوزة رتوریک، منتخبی از اشعار مهدی اخوان ثالث را به‌عنوان نمونة عملی دارای ظرفیت بررسی با آن رویکرد در حوزة رتوریک سیاسی واکاوی نموده‌ است. نتایج تحلیل اشعار سترون، آنگاه پس از تندر، کتیبه و فریاد نشان‌ می‌دهد که عنصر ایجاد هویت مشترک غالباً از طریق شگرد ادبی توصیف بازنمایی شده و در بخش عمده‌ای از اشعار مورد بررسی، نقش محوری ایفا نمود‌ه ‌است. همچنین، برجسته‌سازی آگاهانه هر یک از عناصر پنجگانة فرم دراماتیک در نسبت با کنش اصلی شعر یا درام، بیانگر اتخاذ مبنای فلسفی و ایدئولوژیک خاصی است که با تحکیم و جهت‌دهی گفتمان‌های سیاسی مورد نظر شاعر در متن همسو است. در بستر دراماتیک این اشعار، شکل‌گیری منطق مکالمه‌ای میان شخصیت‌ها و به ‌گوش ‌رسیدن صدای طبقات مختلف، مفاهیم جداسازی و سلسله‌مراتب قدرت را در پیوندی معنادار با محتوای سیاسی اثر به مخاطب منتقل می‌سازد و کارآمدی رویکرد برک را در تحلیل رتوریک سیاسی متون ادبی تأیید می‌نماید.