تحلیل و تعریف کنایه بر حسب خاستگاه آن

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.

doi
10.22091/jls.2026.14710.1763
چکیده

کنایه در کتب بلاغی فارسی و عربی تعاریف مختلفی دارد که موجب ابهام در تعیین مصداق آن و تعیین دقیق مرز آن با مجاز و استعاره شده است. به نظر می‌رسد که دلیل عمدة این اختلاف تعاریف، به ماهیت کنایه بستگی دارد زیرا کنایات گونه‌های متنوعی دارند که در تقسیم­بندی قدما بدان توجه نشده است و تقسیم کنایه به سه نوع مرسومِ کنایه از موصوف، کنایه از صفت و کنایه از نسبت، ناظر به تفاوت­های بنیادی کنایات نیست. نگارنده در این مقاله بر آن است تا ضمن بررسی تعاریف گذشتگان، راهی برای تقسیم­بندی دقیق­تر کنایه پیدا کند که به نظر می‌رسد این امر با توجه به خاستگاه کنایات، نوع نشانه‌ای که کنایه بر آن مبتنی است و رابطة میان دال و مدلول میسر شود. از این رو کنایه را بر حسب نوع دلالتی که دارد می‌توان چهار گونه دانست: 1. کنایات شمایلی که در این کنایات رابطة میان دال (معنای لفظی) و مدلول (مفهوم) طبعی است؛ 2. کنایات نمایه‌ای که در این کنایات رابطة میان دال و مدلول، رابطة علی است و درک مدلول این کنایات مبتنی بر استدلال است؛ 3. کنایات نمادین که در این کنایات، رابطة میان دال و مدلول، وضعی است و این کنایات اغلب مبتنی بر علوم، آیین­ها و رسوم، قوانین، عرف و سبک زندگی مردمان‌‌اند؛ 4. کنایات زبانی. این کنایات مبتنی بر نشانة زبانی است اما از لحاظ دلالت این نوع را می‌توان در ذیل کنایات نمادین (دلالت وضعی) گنجاند.

کلیدواژه‌ها