اندازه‌گیری شاخص‌های‌ فقر چندبعدی در استان خوزستان با استفاده از تعدیل روش آلکایر - فوستر و با در نظر گرفتن ابعاد اشتغال و مسکن

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

2 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

3 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

doi
10.22055/jqe.2021.37099.2358
چکیده

چکیده گستردهمعرفیفقر یکی از مشکلات اساسی جوامع بشری و نشانه بارز توسعه‌نیافتگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که ثبات سیاسی، همبستگی اجتماعی و سلامت روانی را در اقشار مختلف جامعه به خطر می‌اندازد.لذا مبارزه با فقر امروزه مورد توجه زیادی قرار گرفته است و در این زمینه تلاش‌های زیادی انجام گرفته است. در گذشته فقر تنها از طریق رویکرد درآمدی اندازه‌گیری می‌شد، اما این رویکرد سایر نمود‌های فقر را شامل نمی‌شود (علی مددی، 1387). فقدان آموزش، بهداشت، مسکن، توانمندسازی، اشتغال، امنیت شخصی و ... می‌تواند منجر به فقر شود. از طرفی فقر علاوه بر روند و سطح درآمد به شدت با روندهای اساسی دیگر مانند مرگ و میر کودکان، میزان حضور در مدارس ابتدایی، سوء تغذیه ارتباط دارد. فقر پدیده‌ای است چند وجهی که بررسی و تحلیل کلیه وجوه و ابعاد آن، لازمه شناخت دقیق است. روش آلکایر و فوستر از جمله روش‌های سنجش فقر چندبعدی است که محرومیت شدید در ابعاد آموزش، سلامت و استانداردهای زندگی را شامل می­شود و به‌طورکلی مولفه­های سازنده آن نماینده وجود رفاه در خانوار محسوب می­شوند (آلکایر و فوستر،2013). با توجه به اهمیت بررسی میزان و شدت فقر، در این تحقیق علاوه‌بر مولفه‌های آلکایر و فوستر، دو مولفه اشتغال و مسکن نیز مدنظر قرار گرفته است و الگوی آلکایر و فوستر تعدیل شده است.به رغم آن که استان خوزستان رتبه دوم تولید ناخالص را بین استان­های کشور دارد، اما مطالعات فقر تک بعدی حکایت از فقر بالاتر از 36 درصد و با نوسانات زیاد در این استان دارد (افقه و قنواتی فر، 1388 و1390). به همین دلیل ضروری است که فقر چند بعدی بر اساس ابعادی که خانوارهای خوزستانی، محرومیت عمده در آن دارند، محاسبه گردد تا از این دیدگاه نیز با متوسط کشوری مقایسه شود. لذا در این پژوهش، با تکیه بر رویکرد آلکایر فوستر و تعدیل آن با توجه به مشکلات اقتصادی خانوارهای استان، شاخص‌ فقرچندبعدی[1] در استان خوزستان در دو دوره 1390 و 1395 مورد محاسبه و تحلیل قرار گرفته است.متدولوژیدر این پژوهش، بر پایه‌ی رویکرد برنامه‌ی عمران سازمان ملل در گزارش‌های توسعه‌ی انسانی که با استفاده از الگوی آلکایر و فوستر (2011) انجام یافته، این الگو در ابعاد تعدیل شده و فقر چندبعدی بررسی شده است.با بررسی اولیه‌ای میزان محرومیت خانوارهای استان خوزستان در ابعاد مختلف، دو بعد اشتغال و مسکن به سه بعد آموزش، سلامت و استانداردهای زندگی اضافه شد. چون در بعد اشتغال و مسکن خانوارهای استان آسیب‌پذیر بودند، و از فرم تعدیل شده آلکایر فوستر برای استان خوزستان استفاده شد. وزن ابعاد و مولفه‌های پژوهش با توجه به رویکرد آلکایر فوستر به نسبت برابر توزیع شده است.یافته­هابا توجه به ابعاد 5 گانه، شاخص نسبت سرشمار (نرخ فقر) برای استان خوزستان در سالهای 1390 و 1395 محاسبه و با فقر چند بعدی 1395 کل کشور مقایسه می شود.در سال 1395 میزان آسیب‌پذیری خانواده‌های خوزستانی در بعد سلامت 38 درصد می‌باشد و این در حالی است که در کل کشور 35 درصد در بعد سلامت آسیب‌پذیرند. در سال 1390 میزان مولفه سوءتغذیه 16 درصد و عدم دسترسی به بیمه سلامت 24 درصد بوده که در سال 1395 این میزان افزایش یافته است به‌طوری که مؤلفه سوءتغذیه از 16 درصد به 18 درصد افزایش یافته و افراد بیشتری در استان خوزستان دچار سوءتغذیه هستند و عدم دسترسی به بیمه سلامت با 1درصد افزایش به 25 درصد رسیده است.میزان فقر آموزشی در سال 1395 در استان خوزستان حدود 9/2 درصد است. خانوارهایی که همه اعضای آن زیر 5 کلاس سواد دارند در سال 1390 به میزان 1/1 درصد و در سال 1395 به 09/0 درصد به میزان کمی کاهش یافته است. همچنین وجود کودک زیر 18 سال که کمتر از 9 کلاس سواد دارند در سال 1390 میزان 3/2 درصد بوده که در سال 1395 به 4/2 درصد افزایش یافته است.در سال 1395 حدود 27 درصد از مردم خوزستان از نظر تأمین مسکن در وضعیت مطلوبی هستند این شاخص برای کل کشور 22 درصد است. خانوار‌هایی که در استان، مسکن بادوامی ندارند در سال 1390، 5/6 درصد بوده اند که در سال 1395 با 5/2 درصد افزایش به عدد 5/8 درصد رسیده است همچنین تعداد خانواده‌هایی که دارای مسکن کمتر از 16متر زیربنای سرانه دارند در سال 1390، 22درصد بوده که در سال 1395 با 5/0 درصد افزایش به عدد 5/22 درصد رسیده است.51 درصد از مردم خوزستان از نظر اشتغال در وضعیت نامطلوبی قرار دارند. میزان نداشتن بیمه تأمین اجتماعی در سال 1390، 43 درصد بوده که با 2درصد افزایش در سال 1395 به 45 درصد رسیده است. همچنین میزان بیکاری سرپرست خانوار در سال 1390، 11 درصد بوده که با 4/0 درصد افزایش، در سال 1395 به 4/11 درصد رسیده است که نشان‌دهنده وخیم تر شدن وضعیت اشتغال در استان خوزستان است. نسبت سرشمار بعد اشتغال در کشور 40 درصد است که اهم آن به دلیل نداشتن پوشش بیمه‌های اجتماعی است.در بعد استانداردهای زندگی در سال 1395، 15 درصد خانوارهای استان خوزستان دچار محرومیت هستند. این وضعیت نسبت به متوسط کل کشور (8 درصد) بسیار نامناسب‌تر است. وضعیت فقر استاندارد‌های زندگی خانوارهای استان خوزستان نسبت به سال 1390، دو درصد بدتر شده است. در سال 1390 میزان دسترسی نداشتن به آشپزخانه 2 درصد، دسترسی نداشتن به آب و برق و گاز 9/6 درصد، نداشتن حمام 3/2 درصد، نداشتن دارایی مانند اتومبیل، دوچرخه و ...7/4 درصد بوده که در سال 1395 در همه ابعاد شاهد افزایش این میزان بوده‌ایم به گونه‌ای که دسترسی نداشتن به آشپزخانه 4/2 درصد، دسترسی نداشتن به آب و برق و گاز 7/7 درصد، نداشتن حمام 7/2 درصد، نداشتن دارایی مانند اتومبیل، دوچرخه و ... 3/5 درصد است. نتیجه‌گیریدر این پژوهش به بررسی شاخص‌های فقر چند بعدی در استان خوزستان با استفاده از تعدیل روش آلکایر و فوستر و در سال‌های 1390 و 1395 پرداختیم. نتایج این پژوهش نشان داد که مردم استان در دو بعد اشتغال و سلامت دارای محرومیت بیشتری نسبت به سایر ابعاد هستند. وضعیت استان نسبت به کشور نامطلوب‌تر است و فقر چند بعدی در استان خوزستان در سال 1395 نسبت به سال 1390 افزایش داشته است. این افزایش در بعد‌های سلامت، مسکن و استانداردهای زندگی بوده است. در مجموع، در دو بعد آموزش و اشتغال وضعیت همانند سال 1390 است. مهمترین مولفه‌های فقر در بعد سلامت، عدم دسترسی به بیمه سلامت؛ در بعد مسکن، سرانه متراژ مسکن کمتر از 16 متر مربع؛ در بعد اشتغال، عدم پوشش بیمه‌های اجتماعی شاغلین و در بعد استانداردهای زندگی، کیفیت پایین دسترسی به آب تصفیه شده، گاز و برق و نداشتن دارایی‌هایی مثل وسایل دوچرخه و وسایل موتوری است. در عین حال سوء تغذیه در بعد سلامت نیز دارای محرومیت بالایی است و یا بیکاری سرپرست خانوار در بعد اشتغال نیز به فقر اشتغال افزوده است. خوزستان در بعد اشتغال و در مولفه نداشتن بیمه‌های اجتماعی مشکل اساسی دارد. برای اینکه فقر در بعد اشتغال کاهش بیابد نیازمند این است که بیمه‌های اجتماعی به شاغلان تعلق بگیرد که در گرو کاهش بخش غیررسمی و اشتغال غیر رسمی و تبدیل آن به اشتغال رسمی است که بیمه به همه شاغلان تخصیص یابد. خوزستان هم به مانند کل کشور از بخش غیر رسمی بزرگ رنج می‌برد. شناسایی مسکن‌های با مصالح بی دوام و نوسازی و مقاوم سازی آنها با توجه به حمایت‌ها، تسهیلات و سیاستگذاری متناسب، می‌تواند به کاهش فقر مسکن در خوزستان کمک کند اما سرانه متراژ پایین، مولفه‌ای نیست که در کوتاه مدت و میان مدت بر آن فائق شد و نیازمند افزایش درآمد‌های پایدار سرانه خوزستانی‌هاست که در آینده بتوانند خانه‌های بزرگتری را داشته باشند. در بعد آموزش اندازه فقر پایین است و یکی از دلایل به تعریف مولفه های مورد استفاده و توسعه آموزش در ایران بر می‌گردد. از آن جایی که در بعد آموزش مولفه "همه اعضای خانوار زیر پنج کلاس سواد دارند" در رویکرد آلکایر فوستر در نظر گرفته شده، محرومیت در بعد آموزش پایین است. در ایران و در وضعیت کنونی شاید سرپرست خانوار باید حداقل دیپلم داشته باشد تا از این منظر فقیر تلقی شود و اگر این مولفه اصلاح گردد محرومیت در بعد آموزش نیز افزایش می‌یابد. در بعد استانداردهای زندگی و در مولفه آب و برق سطح محرومیت بالا است.  با همه این اوصاف به داده‌های جزئی بیشتری نیاز است که فقر چند بعدی استان خوزستان رصد شود و خانوارهای محروم از ابعاد چندگانه مستقیما شناسایی و مورد حمایت یا توانمندسازی قرار گیرند.  یافته‌های این پژوهش در فقر چند بعدی استان خوزستان نشان می‌دهد که نسبت سرشمار فقر چند بعدی در مقایسه با نسبت سرشمار فقر درآمدی در مطالعه افقه و قنواتی فر (1390) پایین تر است و این اشاره به یکی از مزیت‌های رویکرد فقر چند بعدی به رویکرد تک بعدی درآمدی دارد که فقط درآمد نمی‌تواند مبنای محرومیت قرار گیرد بلکه اگر فرد از قابلیت‌های لازم برخوردار باشد نمی‌توان ایشان را در زمره فقرا قرار داد، درآمد یک مولفه موقتی و پر نوسان است و اگرخانواری درآمد یک سال خود را از دست داد، نمی‌توان تصور کرد که یکباره به ورطه فقر افتاده باشد. یافته‌های پژوهش حاضر با یافته‌های سایر مطالعات در سطح کل کشور ( فطرس و قدسی (1396)، خلج و یوسفی (1393)، جلالی (1398)، مرکز پژوهش‌های مجلس (1396)) همسو است و در مولفه‌های یکسان نتایج همسو و در یک راستا هستند. [1] Multidimensional Poverty Index (MPI)