بررسی نحوی و بلاغی داستان «خانۀ روشنان» اثر هوشنگ گلشیری
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.22091/jls.2026.14164.1745چکیده
داستان خانۀ روشنان اثر هوشنگ گلشیری از نمونههای برجستۀ روایت مدرن فارسی است که با ساختار نحوی پیچیده و شگردهای بلاغی متنوع، تجربهای نو در روایتپردازی ارائه میدهد. این پژوهش با رویکردی تلفیقی به تحلیل نحوی و بلاغی این داستان میپردازد و نشان میدهد که چگونه جملات بلند و تودرتو، حذفهای سبکی، زمانپریشی افعال و تکرارهای نحوی در کنار عناصر بلاغی چون استعاره، نماد، آیرونی، و آشناییزدایی در شکلگیری سبک خاص گلشیری نقش دارند. یافتهها بیانگر آن است که گلشیری با بهرهگیری همزمان از ظرفیتهای نحو و بلاغت، متنی میآفریند که هم به لایههای ذهنی و روانی شخصیتها راه میبرد و هم مخاطب را به خوانشی چندلایه و تأویلی از متن وامیدارد. بدینسان، خانۀ روشنان نه فقط یک روایت داستانی، بلکه تمرینی در زبان و ادراک است که مرز میان واقعیت و خیال را به چالش میکشد.