بررسی ساختار روایت در داستان حضرت ایوب‌(ع)

نویسندگان

1 استاد‌یار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی/دانشگاه شهرکرد

3 دانشجوی دورۀ کارشناسی ارشد ادبیات مقاومت دانشگاه شهرکرد. aghakhani46@yahoo.com (نویسندة مسئول)

doi
چکیده

چکیده: داستان حضرت ایوب‌(ع)، بر اساس زمان خطی داستانی گسترش می‌یابد. کنش و واکنش‌های شخصیت اصلی با دیگر شخصیت‌ها (ایوب‌(ع) با شیطان) باعث شکل‌گیری حوادثی می‌شود که یک زنجیره را به وجود می‌آورند و در طول محور زمان گسترش می‌یابند. این داستان ساختاری سه قسمتی شامل: شروع، میانه و پایان دارد. در مقدمه شخصیت اصلی داستان، ایوب‌(ع)، معرفی و در میانة داستان، آزمایش و در پایان نیز سرنوشتش مشخص می‌شود. بر طبق الگوی تودروف، در این داستان، حرکت از وضعیت متعادل به نا‌متعادل و سپس بازگشت به تعادل است. بر طبق الگوی گریماس: شناسنده، ایوب(ع) است که با یاری نیروهای یاری دهنده (خدا، رحمه و صبر) سرانجام از مراحل دشوار عبور می‌کند و میثاقش را به انجام می‌رساند. داستان پیرنگی بسته و نتیجة قطعی دارد و از روابط علت و معلول تبعیت می‌کند. بر طبق الگوی تودروف، در این داستان، حرکت از وضعیت متعادل به نا‌متعادل و سپس بازگشت به تعادل است. بر طبق الگوی گریماس: شناسنده، ایوب(ع) است که با یاری نیروهای یاری دهنده (خدا، رحمه و صبر) سرانجام از مراحل دشوار عبور می‌کند و میثاقش را به انجام می‌رساند. داستان پیرنگی بسته و نتیجة قطعی دارد و از روابط علت و معلول تبعیت می‌کند.