تلفیق کنترل ژنتیکی و شیمیایی: رویکردی برای مدیریت بیماری پوسیدگی ریزوکتونیایی ریشه چغندرقند
نویسندگان
1 استادیار بخش تحقیقات چغندرقند، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان همدان، سازمان تحقیقات،آموزش وترویج کشاورزی، همدان، ایران.
2 استادیار، مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه بذر چغندرقند، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
3 استادیار، بخش تحقیقات چغندرقند، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان همدان، سازمان تحقیقات،آموزش وترویج کشاورزی، همدان، ایران.
4 دکتری، مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه بذر چغندرقند، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
doi
10.22092/bcpp.2023.362969.341چکیده
پوسیدگی ریزوکتونیایی ریشه یکی از شایعترین و خسارتزاترین بیماریهای چغندرقند در ایران و سراسر جهان به شمار میرود. در مطالعه حاضر، شیوههای مدیریت تلفیقی بیماری از جمله بهکارگیری ارقام مقاوم و استفاده از سموم قارچکش بهمنظور جلوگیری از توسعه بیماری مورد توجه قرار گرفت. به این منظور، واکنش رقم حساس شکوفا و رقم مقاوم نووودورو نسبت به سه قارچکش سلست، یونیفرم و ماکسیم در شرایط آلودگی طبیعی و مصنوعی میکروپلات طی سال 1401 بررسی شد. نتایج نشان داد که قارچکش یونیفرم توانسته است از توسعه بیماری بر روی رقم مقاوم جلوگیری کند. همین امر موجب شد تا از شاخص برداشت 70/59 درصد برخوردار باشد. اگرچه این قارچکش بر کنترل بیماری رقم حساس همانند رقم مقاوم عمل نکرد، اما آنچه مسلم است، نسبت به سایر تیمارهای آزمایشی موفق بوده است. شاخص بیماری در تیمار قارچکش سلست به شکلی بود که در رقم مقاوم با شاخص 3/29، نهایتاً پنج درصد از سطح ریشه دارای زخم بود، اما در رقم حساس تأثیر چندانی در کنترل بیماری نداشت و واکنش حساسیت مشاهده شد. شاخص برداشت رقم مقاوم در این تیمار برابر با 76/47 درصد و رقم حساس برابر با 11/76 درصد بود. دو تیمار قارچکش ماکسیم و عدم استفاده آن، تأثیر مشابهی را بر هر یک از ارقام مقاوم و حساس از نظر دو شاخص بیماری و برداشت داشتند. اگرچه شدت بیماری در این دو تیمار در رقم مقاوم نسبت به رقم حساس کمتر بود، اما در مجموع هر دو رقم در محدوده حساسیت قرار داشتند و شاخص برداشت پایینی را نشان دادند.