کارکرد بلاغی تقدیم و تأخیر مسندالیه و فعل در شعرهای مهدی اخوان ثالث
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه گلستان، گرگان، ایران.
doi
10.22091/jls.2025.12634.1684چکیده
تقدیم و تأخیر در اجزای جمله یکی از شگردهای بلاغی است که کلام را از سطح اطلاعرسانی صرف فراتر میبرد و با دلالتهای ضمنی پیام را پیچیدهتر کرده، عمق میبخشد و معانی افزونتری پدید میآورد و از سوی دیگر خواننده نیز با توجه به توانش ادبی و تحلیلی خود با توجه به ساختار و معنا در هر بافت با به گفتار درآوردن متن معانیای را به فعلیت درمیآورد، یا بر امکانات معنایی متن میفزاید. از ویژگیهای شعر اخوانثالث تشخص نحوی است با جملاتی گاه بلند مرکب از انواع قیدها و صفتها و جابهجایی در جایگاه سازههای نحوی و تقدیم و تأخیر اجزای اصلی جمله که دلالتهای ضمنی متنوعی را پدید میآورد. از سوی دیگر این پژوهش با رویکرد توصیفیتحلیلی، به بررسی نقش تقدیم و تأخیر مسندالیه و فعل میپردازد. هدف از این پژوهش نشان دادن ظرفیتهای شعر اخوانثالث در این باب و تحلیل و طبقهبندی اشعار او در این زمینه است. یافتهها نشان میدهد که با تقدیم و تأخیر مسندالیه مفاهیمی چون به تعلیق درآوردن فاعل، فضاسازی، القای حس عاطفی، ایجاد تقابل، القای ترس، تصویرسازی موقعیت، چیستانگونگی، طنز و موضوعاتی از این دست پدید آمده است و جابهجایی فعل نیز در خدمت گسترش تصویر، ایجاد تقابل، القای لحن حماسی و رجزخوانی بوده است. این شگردها در اشعار اخوان ثالث، علاوه بر افزایش غنای موسیقایی و انسجام متن، بازتاب پیچیدگیهای شعر اخوانثالث است و خواننده را به تأمل برمیانگیزد و موجب التذاذ هنری میشود.