کنایه‌های نویافته در دیوان شاپور تهرانی

نویسندگان

1 استادیارگروه زبان وادبیات فارسی، واحد زابل، دانشگاه آزاد اسلامی، زابل، ایران

doi
10.22091/jls.2025.12853.1691
چکیده

کنایه یکی از شگردهای بیان معنا در علم بیان است که موجب ابهام و خیال انگیزی کلام می‌گردد. درکنایه مخاطب باید از صورت ظاهر عبارت، معنای پوشیدة کلام را که مقصود سخنور می‌باشد دریافت کند. در تحقیق حاضرکه به شیوة توصیفی-تحلیلی و بر اساس ‌منابع‌کتابخانه‌ای انجام‌گرفته، این شگرد بیانی در دیوان شاپورتهرانی بررسی و تحلیل شده است. هدف تحقیق آن است تا بررسی کند آیا شاپور تهرانی توانسته است در زمینة کاربرد انواع کنایه ابداعاتی هم داشته باشد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد کنایه را در دیوان شاپور به دو دسته مجزا ‌می‌توان تقسیم‌کرد. نخست کنایه‌هایی‌که در فرهنگ‌های لغت یا کنایه ثبت شده‌اند و گروه دیگر کنایه‌هایی که حاصل ذوق آفرینشگرشاعر بوده است. موضوع این تحقیق دستة دوم کنایه‌ها می‌باشد. این کنایه‌ها نیزبه سه طریق در دیوان شاپور به‌کار رفته‌اند. گروه نخست‌کنایه‌هایی هستندکه هم صورت ظاهر و هم معنای کنایی آن ها در فرهنگ‌ها ثبت نشده است. دستة دیگرکنایه‌هایی هستند که صورت ظاهر عبارات آن‌ها در فرهنگ‌ها ضبط شده، اما شاعر از آن‌ها معنایی تازه اراده کرده که آن معنا از فرهنگها فوت شده است. در مواردی هم شاپور در ساختار الفاظ کنایه‌ها، تغییراتی ایجاد کرده و گاه معنای تازه‌ای هم از آن‌ها اراده کرده است. شاپور از این طریق توانسته تا هم دایرة کنایات ادبی و در نتیجه معانی کلامش را گسترده‌ترکند و هم بر غنای بلاغی اشعارش بیفزاید.