«تحلیل استعارة مفهومی جاندار و سیال‌انگاری ریا و سالوس با رویکرد فرهنگی در غزلیات حافظ شیرازی»

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.

2 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.

4 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.

doi
10.22091/jls.2025.13220.1706
چکیده

زبان وسیله‌ای برای برقراری ارتباط و تبادل اطلاعات است که به منظور پی‌بردن به افکار و آرای ذهن انسان دارای اهمیت است. با تکامل زبان و ظهور زبان‌شناسی، شاخه‌ای از آن با نام زبان‌شناسی شناختی شکل گرفت و در یکی از حوزه‌های مطالعاتی آن یعنی معنی‌شناسی شناختی که به بررسی ارتباط میان تجربة انسان، نظام مفاهیم و ساختار معنایی زبان می‌پردازد، استعارة مفهومی و طرح‌و‌‌اره‌های تصویری مطرح شد. در استعارة مفهومی که از دو حوزة مبدأ و مقصد و با تمرکز بر نگاشت‌ها پدیدار می‌گردد، نظام مفهومی ما و الگوهای استعاری‌سازی دارای اهمیت هستند. این الگوها که از حوزه‌های مختلفی چون تاریخ، اسطوره، حماسه، دین، عرفان و نظایر آن برخاسته‌اند و می‌توان تحت عنوان فرهنگ از آن‌ها یاد کرد، خاستگاه استعارة مفهومی به‌شمارمی‌آیند. این پژوهش به شیوة توصیفی-تحلیلی و با رویکرد فرهنگی به بررسی استعارة مفهومی جاندار و سیال‌انگاری ریا و سالوس در غزلیات حافظ پرداخته‌است. عمده‌ترین نتیجه آن، دست‌یابی‌ به کلان‌استعارة «ریا، نابودگر است» بوده،‌ زیرا حافظ ریا را با پدیده‌هایی مفهوم‌سازی کرده که بی‌اعتباری، بی‌حاصلی و نابودی را درپی دارند. استعاره‌پردازی ریا اغلب با طرحوارة قدرتی از نوع نیروی متقابل و ایجاد و رفع مانع انجام می‌گیرد که به‌لحاظ فرهنگی، سازگار با شرایط و آداب سلوک عرفانی است. نابودگرانگاری ریا و مبارزة بی-امان حافظ برای ریشه‌کن‌کردن آن، محصولِ تجربیات فرهنگی اوست. بعضی از این تجربیات، مثل ریا به‌مثابة انسان سرکش، ریا به‌مثابة بوی بد و ریا به‌مثابة شراب، روایتگر تجربیات درون‌فرهنگی حافظ در فارس و شیراز و در سطح وسیع‌تر، روایتگر آرزوی روانِ جمعی ایرانیان در طول تاریخ‌ است.