بررسی تحلیلی جایگاه انسان توسعه یافته در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ایران
نویسندگان
1 دانشگاه رازی
2 دانشگاه آزاد اسلامی
3 دانشگاه علوم پزشکی کرمان
4 دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22055/jqe.2021.37772.2385چکیده
چکیده گستردهمعرفی:معرفی: هدف این پژوهش تحلیل مفهوم «انسان توسعه یافته» و تعیین میزان توجه به آن در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ایران مصوب آذر ماه سال 1390 است. این مفهوم بر اساس مبانی نظری اقتصاد کلاسیک در توصیف «انسان اقتصادی» و همچنین نظریۀ انکلس در توصیف «انسان مدرن» تکوین یافته و با توجه به برخی از اندیشه ها و باورهای ملی و اسلامی متناسب سازی و بومی سازی شده است. منظور از «انسان توسعه یافته» در این پژوهش، فردی است که نگرش و طرز تلقی او رشد یافته و این توانمندی را دارد که منابع کشور را به ثروت و رفاه برای مردم جامعه تبدیل کند. متدولوژی:ابزار اندازه گیری، یک چک لیست تحلیل محتوای محقق ساخته است که شامل 25 ویژگی انسان توسعه یافته می باشد و پایایی و روایی صوری آن از نظر متخصصان موضوعی احراز و رتبه بندی نیز شده است. جهت تعیین میزان اهمیت و رتبه بندی مؤلفه های انسان توسعه یافته از شاخص های آنتروپی شانون استفاده شده است. به منظور دستیابی به تبیینی معتبر و شفافیت نتایج در این پژوهش، چند مفهوم و مؤلفۀ مهم و بنیادین که در مقالاتی ناظر به این سند تحلیل شده و فراوانی آنها تعیین گردیده بود انتخاب شدند و میزان فراوانی آنها با مجموع فراوانی مؤلفه های انسان توسعه یافته در متن سند تحول مقایسه شد. یافتهها: از کلمه شماری کل متن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نیز مشخص گردید که تنها حدود 1% (113 کلمه از 10914 کلمۀ موجود) از این سند 64 صفحهای به مؤلفه های انسان توسعه یافته اختصاص یافته است. نتیجه گیری:در نتیجه می توان گفت که با توجه به وزن و اهمیت اقتصاد و مسائل ناظر بر آن در کشور (نظیر بیکاری، ضعف نگرشها و مهارت های ثروت آفرینی و عدم اهتمام به افزایش تولید و بهبود وضع معشیت عمومی و فقر زدایی) از دیدگاه رهبران و سیاست گذاران به ویژه در دهه های اخیر، تأکید و توجه اندکی به پرورش انسان توسعه یافته شده و به همین رو شایسته است در بازنگری متن سند تحول به این مؤلفه ها قویاً پرداخته شود.