ساختمان بند التزامی بر پایه عملیات تطابق چامسکی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.22091/jls.2025.13094.1698چکیده
به دلیل تاثیر زبان انگلیسی بر جستارهای زبانشناختی و دستورشناختی، و نیز ضعیف بودن ساختهای التزامی در این زبان، ساختهای التزامی کمتر مورد توجه دستوریان، به ویژه دستوریان زایشی بوده است. این بدان دلیل است که زبان انگلیسی این ساختها را محدود به چند مورد در حاشیه دستور خود نموده است، و در عوض به جای استفاده از بند متمم التزامی از بند مصدری بهره گرفته است. این در حالی است که زبان فارسی، همچون برخی دیگر از زبانها از این ساختها به گونه زایا بهره میبرد. بر این پایه، هدف از این جستار، کنکاش در ساختهای التزامی در زبانها، و مقایسه ساخت بند التزامی زبان فارسی با آن بندهاست. بر این پایه، جستار کنونی نشان میدهد که عناصر حاشیه چپ بند در یک بند التزامی زبان فارسی مبتنی بر آثاری همچون ریتزی (Rizzi, 1997) و دیگران است. آنگاه نشان میدهد که ساخت نحوی بند التزامی در این زبان، تمامی عناصر ایجاد کننده خودایستایی و التزامی بودن را برخوردار است تا از نگاه رده شناسی، این ساختها حتی از زبان ژاپنی، که نظام کاملی را از ساخت التزامی نشان میدهد یک گام فراتر باشد. این ساخت التزامی، آن گونه که این کاوش پیگرفته است شباهت کاملی را با ساخت اخباری از خود نشان میدهد و نقطه مقابل یک ساخت ناخودایستا و عریان مصدری است که در زبانهایی مانند انگلیسی یافت میشود. سپس نشان میدهد که چینش عناصر سازنده یک بند التزامی بر پایه همان چینشی است که اوشیما (Oshima, 2003)، آنتوننکو (Antonenko, 2010) ، و دیگران برای ساختهای التزامی در زبانهای رومانیایی، زبان روسی و دیگر زبانها پیسنهاد کردهاند. سرانجام، این کاوش با استفاده از عملیات تطابق چامسکی (Chomsky, 2000) نشان میدهد که چگونه ساختمان یک بند التزامی بر پایه نحو کمینگی اشتقاق میشود و چگونه این ساختها نیازمند بازنگری در عملیات تطابق هیراییوا (Hiraiwa, 2001) را در زبانها گوشزد میکنند.