بررسی بازتاب جلوه¬های فرهنگ عامه (فولکلور) در داستان¬های جلال آل احمد

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور

doi
چکیده

با رواج داستان‌نویسی نوین و تغییر زبان و سبک نوشتار و ورود درون­مایه­های جدید به عرصة ادبیات داستانی، داستان و رمان نیز پذیرای فرهنگ عامه شد. این مسائل در کنار یکدیگر باعث توجه پژوهشگران و نویسندگان به فرهنگ تودة مردم گشت. یکی از این رویکردها بررسی تأثیر فرهنگ بومی و عامه شامل گویش، آداب و رسوم محلی، اصطلاحات و ضرب‌المثل­های بومی و.... است. ادبیات داستانی امروز به دلیل الهام گرفتن از زندگی مردم عادی و پرداختن به مشکلات، دغدغه­ها و گرفتاری­های این قشر از جامعه، تا حد زیادی تحت تأثیر و نفوذ فرهنگ عامیانه قرار گرفته است. جلال آل احمد با به کارگیری ‌این عناصر گامی ‌در جهت زنده کردن و زدودن غبار از چهرة ‌این عناصر برداشت. وی با تیزبینی خاص یک نویسنده در برخی از داستان­های خود و با توجه به شخصیت‌ها و فضای داستان از عناصر فرهنگ عامه استفاده کرد. داستان­های مجموعة «نفرین زمین»، «زیارت»، «تابوت»، «نون والقلم»، «سمنوپزان»، «ای لامس سبا»، «مدیر مدرسه»، «سنگی بر گوری» و «الگمارک و المکوس» دارای بیش­ترین بسامد کاربرد عناصر فرهنگ عامیانه (فولکلور) هستند. آل احمد در داستان‌های تمثیلی و واقع‌گرایانة خود به طرح مشکلات و مسائل سیاسی و اجتماعی ایران و مردم پرداخت. توجه به این نوع مسائل موجب شد تا بیشتر شخصیت‌های داستان‌های او را مردم عادی تشکیل بدهد. با توجه به مطالب فوق و همچنین گستردگی و اهمیت ادبیات داستانی ایران، این پژوهش بر آن است که بازتاب فرهنگ عامه را در آثار داستانی جلال آل احمد بررسی و ارزیابی کند.