بررسی «ساختار زمانی» در رمان "چشمهایش" علوی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه شهرکرد

doi
چکیده

«ساختار زمانی» نظریه­ای است که به چگونگی شکل­گیری ساختار داستان به تأثیر­پذیری از زمان می‌پردازد. در رمان چشمهایش، ارتباط علی و معلولی بین وقایع، با استفاده از عامل زمان برقرار می­‌شود. بر هم خوردن توالی قراردادی زمان، باعث شده است این رمان شروعی از میانه داشته باشد. بازگشت‌­های مکرر به گذشته در خاطرات فرنگیس، زمانی غیر­خطی و مدور در رمان ایجاد کرده است. هر حادثة این رمان، مانند حلقه­‌ای است که از یک نقطه شروع می­‌شود (زمان حال و محیط مادی؛ اتاق فرنگیس) و پس از شرح ماجرا (بازگشت به گذشته) به همان نقطة آغاز (زمان حال) باز می­گردد. به این ترتیب، نویسنده به نوعی در زمان داستانی، سنت­شکنی می­­کند. هدف این پژوهش، بررسی «ساختار زمانی (زمان غیرخطی)»، در رمان چشمهایش است و هدف از انتخاب این موضوع، انطباق این نظریه بر گونة ادبی رمان است.