فن خطابه در مثنوی از دیدگاه استدراجات بر حسب مخاطب
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبان های خارجی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران.
doi
10.22091/jls.2025.11679.1644چکیده
سخن گفتن به مقتضای حال مخاطب، از اساسیترین عناصر تعریفهایی است که برای علم معانی و در معنای گستردهتر آن، بلاغت، به دست دادهاند. این عملکرد، ریشه در آموزههای فن خطابه دارد و هدف از این مقدار توجه به مخاطب، اقناع است. حالات، خصوصیات و ویژگیهای مخاطب و تأثیر متقابل خطیب و مخاطب بر هم که در فن خطابه «استدراجات بر حسب مخاطب» نامیده میشود، در مثنوی به بهترین شکل مورد توجه بوده است. از جمله مواردی که به اثبات این مدعا یاری میرساند و در مقالة حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی مورد بحث قرار گرفتهاند، عبارتند از: نقش مخاطب از جهت ایجاد انگیزه در خطیب، توجه به مخاطب خاص، استفاده از بیان عاطفی، درگیر کردن مخاطب با مباحث خطابه، بیان تعالیم به سادهترین شکل، عناوین اصلی و فرعی در خدمت خطابه، سکوت و رازداری در مقابل مخاطب نااهل و نامحرم، پاسخ به اشکالات مقدّر مخاطب، رفع ملال و خستگی از مخاطب و اشاره گذرا به داستان یا بحثی که مفصل آن در جایی دیگر از مثنوی آمده است. این مقاله پس از بحث دربارة موضوعات بالا، سرانجام نتیجه میگیرد که خالق مثنوی، آشنایی و درک وسیعی از نقش مخاطب در گیرایی و مقبولیت سخنان خطیب داشته است و همراه با شور و حال شاعرانه، از این شگرد خطابی در جهت جذب و جلب مخاطب استفاده کرده است و یکی از اصلیترین رموز مانایی و جاودانگی این اثر در کنار شاعرانگی و مهارت مولوی برای بیان انشائی، به مخاطبمحوری وی بازمیگردد.