ارائه الگویی مبتنی بر ابعاد اقتصاد مدور، تولید پاک و انقلاب صنعتی نسل چهارم برای بهبود بهرهوری پایدار صنایع تولیدی
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی جهرم
2 دانشگاه علوم پزشکی گلستان
doi
10.22055/jqe.2022.39085.2433چکیده
چکیده گستردهمعرفی:در عصر جهانی شدن، آگاهی در مورد مسائل پایداری در بین سازمانها به سرعت در حال افزایش است که نیاز بیشتری را جهت اجرای اقدامهای پایدار در زنجیرههای تامین برای کاهش مشکلات اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی ایجاد میکند. .پایداری توسط کمیسیون جهانی محیطزیست به عنوان توسعهای که نیازهای نسل حاضر را با آگاهی از کمبود منابع طبیعی برآورده سازد، تعریف میگردد. در طول زمان، میزان اهمیتنسبی ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی برای پایداری متفاوت بوده است . مدیریت همه جنبههای پایداری در یک سازمان بدلیل نیاز به تجدید ساختار کلی آن با تمرکز بر اتخاذ فنآوریهای صنایع نسل چهارم، تولید پاک و اقدامای اقتصاد دایرهای امری چالش برانگیز شده است. برای مقابله با چالشهای ناشی از تغییر پارادایم به سمت پایدار، مفهوم اقتصاد مدور در سراسر جهان بسیار مورد توجه قرار گرفته است و به طور فزایندهای به عنوان یک رویکرد نوین برای ایجاد کسب وکار پایدار مطرح شده است. اقتصاد مدور مدلی است که تولید زباله و انتشار آن را کاهش میدهد. دستیابی به منافع اقتصادی، حداقل رساندن تأثیرات زیستمحیطی و افزایش کارایی مصرف منابع از اهداف اصلی اقتصاد دایرهای میباشد. این مفهوم به عنوان الگوی صنعتی جدید و به عنوان راه حلی برای کاهش اثرات منفی ناشی از اقتصاد خطی شده است. این نوع سیستم اقتصادی فرصت خوبی برای کاهش استفاده از مواد اولیه، محافظت از منابع مواد و نیز کاهش اثر کربن میباشد. هدف اصلی آن، تمیز دادن رشد اقتصادی از محدودیتهای منابع طبیعی و تأثیرات اجتماعی است. تولید پاک یکی از مفاهیم نوینی است که چندین استراتژی طراحی زیستمحیطی را ادغام میکند و میتواند به عنوان یک عامل بالقوه در اقتصاد مدور در نظر گرفته شود. تولید پاک بر یکپارچهسازی روابط بین محیط و مدیریت تاکید دارد. در عصر دیجیتالی شدن صنعتی، ارتباط بین صنایع نسل چهارم و اقتصاد مدور، امکان کشف راههای مختلف را فراهم کرده است که از طریق آنها میتوان به اهداف پایداری زیستمحیطی دست یافت. در این تعامل دیجیتالی شدن صنایع به طور فزایندهای نقش تسهیلگر را در تولید پاک بازی میکند. این انقلاب نقش مهمی را در پایداری کسب و کارها بازی میکند. این فناوریها میتوانند با جمعآوری اطلاعات مورد نیاز در زمان واقعی از سیستم تولید هوشمند، برنامههای کارآمد در تخصیص منابع و هماهنگی با تامینکننده در تولید پایدار را امکانپذیر نمایند. عطف به مطالب فوق، صنایع باید تلاشهای خود را برای دستیابی به اهداف پایداری و اتخاذ رویکردهای بدیع در طول اقدام افزایش دهند. لذا، سوال اصلی پژوهش این است: عوامل اقتصاد مدور، تولید پاک و انقلاب صنعتی نسل چهارم مؤثر در ارزیابی عملکرد پایدار در صنایع غذایی و بهبود بهرهوری آن کدامند؟ و اهمیتنسبی هر یک از آنها چقدر میباشد؟ پژوهش حاضر از جهت تلفیق و توجه همزمان به مولفههای اقتصاد مدور، تولید پاک و انقلاب صنعتی نسل چهارم در عصر دیجیتالی شدن صنایع جهت ارزیابی عملکرد آنها دارای نوآوری است. متدولوژی:پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش و ماهیت، توصیفی- پیمایشی است. قلمرو مکانی پژوهش، صنایع تولیدی فعال در بخش مواد غذایی استان بوشهر است. در ابتدا با روش کتابخانهای و براساس مطالعهی و تحلیل محتوای مبانی نظری و تجربی پژوهش، ابعاد و شاخصها شناسایی گردیدندجامعهآماری این تحقیق را خبرگان و متخصصان صنعتی و دانشگاهی که به لحاظ تجربی و تئوریک با موضوع آشنا بودند، تشکیل دادند. با روش غیرتصادفی هدفمند از نوع قضاوتی تعداد 8 نفر از آنها به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. در این بخش، ملاک انتخاب خبرگان، آشنایی تئوریک و تخصصشان در حوزههای محیطگرایی، مدیریت پایدار، انقلاب صنعتی نسل 4.0 و اقتصاد مدور بوده است. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامه محققساخته است. روایی این پرسشنامه با رویکرد تحلیل محتوای صوری و پایایی آن نیز بار روش آلفای کرونباخ با مقدار 0.705 تایید گردید. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از رویکرد تحلیل نسبت ارزیابی وزندهی تدریجی یا سوارا در محیط فازی استفاده گردید. این رویکرد یکی از روشهای تصمیمگیری چند شاخصه جهت وزندهی به شاخصها است. مشخصه اصلی این روش نسبت به سایر روشهای مشابه، توان آن در ارزیابی دقت نظر خبرگان درباره شاخصهای وزن داده شده در طی فرآیند روش، سهولت پیادهسازی و عدم نیاز به حجم مقایسات بالا میباشد. علاوه بر آن، در این روش خبرگان میتوانند با یکدیگر مشورت نمایند که این امر نتایج را نسب به سایر روشها دقیقتر مینماید. یافتهها:به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از رویکرد تحلیل نسبت ارزیابی وزندهی تدریجی یا سوارا در محیط فازی استفاده گردید. پس از شناسایی شاخصها، پرسشنامه طراحی و به صورت غیرحضوری در اختیار خبرگان جهت دریافت نظرها قرار داده شد. خبره سومخبره دومخبره اول بالامتوسطپایینبالامتوسطپایینبالامتوسطپایین111111111تولید پاک0.670.50.40.670.50.41.510.67اقتصاد مدور0.40.330.290.670.50.40.670.50.4صنایع 4.0خبره ششمخبره پنجمخبره چهارم 111111111تولید پاک1110.40.330.291.510.67اقتصاد مدور0.40.330.291110.670.50.4صنایع 4.0 خبره هشتمخبره هفتم 111111تولید پاک0.40.330.291.510.67اقتصاد مدور0.670.50.40.670.50.4صنایع 4.0 وزن نهایی ابعاد و شاخصهای عمکلرد پایدار صنایع محاسبه گردید. وزن نهاییشاخصوزن نهاییابعاد0.014اینترنت اشیاء0.23صنایع 4.00.058تکنولوژی دادههای بزرگ0.023کارخانه هوشمند و تولید ابری0.099تکنولوژی پرینت3 بعدی0.035سیستم روباتیک0.168حمایت مدیریت عالی0.39 تولید پاک 0.117مدیریت مصرف انرژی و منابع0.047طراحی و بستهبندی سبز0.074خرید سبز0.033سرمایهگذاری0.3 اقتصاد مدور 0.138بازیافت ضایعات0.081استفاده مجدد از مواد دست دوم0.051فروش مواد قابل بازیافت نتیجه:نتایج پژوهش نشان داد تولید پاک و اقتصاد مدور به ترتیب بالاترین اهمیتنسبی را بهبود عمکرد پایدار صنایع تولیدی دارند. گوپتا و همکاران(2021)، در مطالعهی خود بیان داشتند اقتصاد مدور و تولید پاک برجستهترین نقش را در عملکرد پایدار سازمانها دارند که با نتایج این تحقیق همراستا میباشد. همچنین، در بین شاخصها؛ حمایت مدیریت عالی، بازیافت ضایعات، مدیریت مصرف انرژی و منابع و پرینت3 بعدی بالاترین وزن را دارند. لذا به این عوامل باید بیشتر توجه گردد. اما به این نکته باید توجه داشت که پیادهسازی هر یک از شاخصها، به احتمال زیاد موانع و تضادهای بسیاری دارد؛ بنابراین، پژوهشگران میتوانند در مطالعات بعدی خود این مشکلات را نیز واکاوی نمایند.این میتواند در نتیجه عدم دسترسی به کانالهای انتقال و یادگیری فناوری (شامل تقلید به واسطه مشاهده صنایع نسل چهارم، واردات تجهیزات و دانش فنی، ارتباطات علمی و فناورانه با کشورهای پیشرو) باشد از این رو پیشنهاد میشود تا ضمن بررسی مهمترین تحولات، زیرساختها و پیشنیازهای مورد نیاز برای صنایع کشور جهت پیادهسازی تحولات انقلاب صنعتی چهارم تقویت شود. یکی از محدودیتهای این پژوهش میتواند در جمعآوری دادهها با پرسشنامه محققساخته در قالب ابعاد و مفاهیم نوین براساس نظرات خبرگان عنوان گردد. مفروضه اساسی این روش، برابری خبرگان از لحاظ دانش است. از آنجائیکه به طور ناخودآگاه بین خبرگان از حیث آشنایی با مفاهیم این ابعاد یک شکاف دانشی وجود دارد که این میتواند تورش نتیجه را به همراه داشته باشد. لذا، امید است که این محدودیت در تحقیقات دیگر با اتخاذ تدابیر لازم مرتفع گردد.