مقایسه عملکرد میانگین با میانه و دیگر شاخصهای ریسک در بهینهسازی سبد سهام
نویسندگان
doi
10.22055/jqe.2021.36778.2349چکیده
چکیده گسترده: معرفی: مدل بهینهسازی سبد سهام مارکویتز دارای نواقصی است که از مهمترین آنها فرض نرمال بودن بازده سهام در بازار است. نرمال بودن بازده سهام بازارها در بسیار از مطالعات رد و نشان داده شده که در این صورت دیگر میانگین شاخص خوبی برای بیشینهسازی نیست. میانگین تا حد زیادی تحت تأثیر مقادیر پرت با بازده خیلی بالا قرار دارد. مطالعات مختلف سه رویکرد متفاوت در مواجهه به این مشکل داشتهاند. دسته اول بطور کلی این روش و نظریة مدرن پورتفو را کنار گذاشته و برای بهینهسازی پورتفولیو به استفاده از روشهای الگوریتمی ابتکاری روی آوردهاند. دسته دوم همچنان نظریة مدرن پورتفولیو را مهم و ارزشمند دانسته و آن را با تعدیلاتی بهکار میگیرند. برخی تحت نظریة فرامدرن پورتفولیو بر ناکارایی واریانس به عنوان شاخصی از ریسک تمرکز داشته و شاخصهای دیگری را به کار گرفتهاند. برخی دیگر اما نه به اندازهگیری ریسک که به تغییرات شدید پورتفوی بهینه در نتیجة تغییر مقادیر ورودی از آمارهای گذشته و استفاده از آمارههای استوار بهجای استفاده از گشتاورها تمرکز کردهاند. و دسته سوم که صرفاً با استفاده از دیگر متغیرها و پارامترها در بهینهسازی بهجای میانگین و واریانس، تلاش داشتهاند از اشکالات مطرح شده اجتناب کنند. این مقاله در دسته سوم از مطالعات قرار داشته و به دنبال بکارگیری میانه به جای میانگین در بهینهسازی سبد سهام است. هدف اصلی مقاله مقایسه عملکرد مدلهای بهینهسازی میانگین و میانه است. متدولوژی: در این راستا پنج مدلهای بیشینهسازی میانه در کنار شاخصهای مختلف ریسک انحرافات مطلق (MAD)، ارزش در معرض ریسک (VaR)، متوسط ارزش در معرض ریسک (CVaR)، و حدأکثر زیان (ML) ارائه و برای بهینهسازی پورتفوی متشکل از دادههای واقعی بیست شرکت بورسی ایران از ابتدای سال 2016 تا انتهای سال 2019 بهکار گرفته شدند. شیوه کار به این صورت است که ابتدا هر یک از این مدلها در بهینهسازی سبد برای دوره معین پنجاه روزه بهکار گرفته شده و وزنهای بهینه محاسبه میشوند، سپس این وزنها برای دوره پنجاه روزه بعدی ثابت در نظر گرفته شده و پس از آن یک سبد دیگر محاسبه میشود. در نهایت مقادیر متوسط و توزیع چندکهای بازده سبدهای بهینه بدست آمده از این مدلهای مختلف طبق این استراتژی با سه الگوی دیگر مدل بهینهسازی میانگین بدون شاخصی از ریسک، مدل بهینهسازی میانگین با شاخص ارزش در معرض ریسک و مدل پورتفوی با وزنهای یکسان (EqW) مقایسه شدند. یافتهها: نتایج بدست آمده حاکی از عملکرد بهتر میانه از نظر بازده است. مدل بیشینهسازی میانه در بیشتر از 71 درصد موارد بازدههای بالاتری کسب کرده و متوسط بازده سبد بهینه آن نیز بیشتر بوده است. این بدان معنی است که با بکارگیری میانه در بهینهسازی و انباشت دارایی در طی زمان ارزش سبد بیشتری بدست خواهد آمد. علاوه بر این، مشاهده شد که مدل بهینهسازی میانه از نظر متنوعسازی نیز عملکرد بسیار خوبی دارد. درجه متنوعسازی سبد در مدلهای مختلفی که با قیود ریسک مختلف یا بدون آن بدست آمده نشان میدهد که بطور کل بهینهسازی میانه به جای میانگین سبد متنوعتری بدست خواهد داد. همچنین بهواسطه بکارگیری شاخصهای مختلف ریسک این امکان نیز فراهم شد تا عملکرد آنها از منظر کنترل ریسک و متنوعسازی نیز مورد مقایسه قرار گیرد. طبق نتایج بدست آمده مشاهده شد که دو شاخص متوسط ارزش در معرض ریسک (CVaR) و انحرافات مطلق (MAD) در مقایسه با دیگر شاخصهای ریسک از لحاظ کنترل ریسک در دامنه پایین توزیع یعنی مقادیر زیان و همچنین به لحاظ متنوعسازی عملکرد بسیار بهتری به همراه داشتهاند. نتیجه: یافتههای این مقاله بطور کل نشان میدهند که میانه نسبت به میانگین و همچنین شاخصهای ریسک متوسط ارزش در معرض ریسک (CVaR) و انحرافات مطلق (MAD) بهلحاظ بیشینهسازی بازده، کنترل ریسک و متنوعسازی عملکرد بسیار بهتری به همراه داشتهاند.