اثرات تحریمهای نفتی ایران بر رفاه خانوارها: رهیافت تعادل عمومی قابل محاسبه پویای بازگشتی
نویسندگان
1 جهاد دانشگاهی
2
3
4 دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22055/jqe.2021.38169.2397چکیده
چکیده گستردهمعرفی:تحریمهای اقتصادی به عنوان یک راهکار جایگزین برای برخوردهای نظامی به منظور اعمال فشار اقتصادی بر کشورهای هدف و الزام آنها برای تغییر رفتار است که به خصوص از زمان پایان جنگ سرد، به طور فزایندهای مورد استفاده قرار گرفته است. در همین راستا، یافتههای پژوهشهای تجربی عمدتاً حاکی از آن است که تحریمهای اقتصادی، اقتصاد کشور هدف را از جنبههای مختلف تحت تأثیر قرار داده است. در این مطالعات، با استفاده از رهیافتهای مختلف، اثرات نامطلوب چنین تحریمهایی بر متغیرهای اقتصادی نظیر تولید ناخالص داخلی، هزینههای تولید، تشکیل سرمایه، تجارت، مخارج دولت، نرخ ارز، مخارج خصوصی و نیز رفاه خانوارها نشان داده میشود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، تحریمهای اقتصادی گستردهای علیه ایران اعمال شده و این تحریمها طی سالهای اخیر شدت بیشتری گرفته است. با توجه به ساختار وابسته اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی، بخش نفت یکی از حوزههای اصلی این تحریمها به شمار میآید و کشورهای تحریمکننده در جهت نشانهروی نقاط آسیبپذیر اقتصاد ایران، این بخش را هدف قرار دادهاند. همچنین تحریمهای بانکی نیز تلاشی برای عدم امکان انتقال درآمدهای نفتی به کشور است که در گروه تحریمهای هوشمند علیه ایران انجام شده است. بنابراین، تحریمهای اعمال شده بر صادرات نفت ایران، با کاهش درآمدهای ارزی و ایجاد محدودیت دسترسی به کالاهای سرمایهای و واسطهای میتواند نوسانات متغیرهای کلان اقتصادی را شدت بخشیده و با اثرگذاری بر قیمتهای نسبی و نیز درآمد و مخارج خانوارها، رفاه خانوارها را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو، این مقاله به بررسی تأثیر تحریم صادرات نفت بر رفاه خانوارها در ایران از طریق معیار تغییرات معادل (EV) میپردازد. بدین منظور، با توجه به قابلیتهای مدل تعادل عمومی قابل محاسبه (CGE) نسبت به مدلهای تک معادلهای، از یک مدل CGE پویای بازگشتی بر مبنای دادههای ماتریس حسابداری اجتماعی (SAM) تهیه شده برای سال 1395 استفاده شده است. به منظور بررسی و مقایسه تغییرات رفاه گروههای مختلف خانوارهای شهری و روستایی، کاهش 70 درصدی صادرات نفت برای تمام دوره مورد بررسی شبیهسازی شده است.متدولوژی:در این مطالعه از چارچوب مدل CGE پویای بازگشتی PEP-1-t دکالووه و همکاران (2013) جهت بررسی اثرات رفاهی کاهش صادرات نفت استفاده شده است. این مدل نتیجه تلاش مشترک بین گروه مشارکت برای سیاستهای اقتصادی (PEP) و مؤسسه بینالمللی تحقیقات سیاست غذایی (IFPRI) در زمینه پروژه کنسرسیوم مدلسازی رشد و توسعه آفریقا (AGRODEP) است. مدل تعادل عمومی قابل محاسبه PEP-1-t، مدلی با چارچوب پویای بازگشتی، چند بخشی، یک کشوری، حاوی بسیاری از ابزارهای مالیاتی و دارای دستهبندیهای چندگانه برای عوامل کار و سرمایه است. این مدل با ماتریسهای حسابداری اجتماعی که حسابهای مورد نیاز برای دستهبندیهای اصلی را داشته باشند سازگار بوده و نیز دارای فروض استاندارد میباشد. در این مدل، نیروی کار، سرمایه و نهادههای واسطهای در فرایند تولید مورد استفاده قرار میگیرند. در بالاترین سطح تولید، تابع تولید لئونتیف در نظر گرفته میشود که نهادههای واسطهای را با ارزش افزوده ترکیب میکند تا سطح فعالیت مشخص شود. عوامل تولید کار و سرمایه نیز بر مبنای تابع با کشش جانشینی ثابت (CES) با یکدیگر ترکیب میشوند. هر فعالیتی یک یا چندین کالا تولید میکند. سپس کالای تولید شده با استفاده از تابع با کشش تبدیل ثابت (CET) به کالای صادراتی و کالای بازاری تبدیل میگردد. مصرفکنندگان کالای مرکب را خریداری میکنند. این کالاهای مرکب یا از خارج وارد شده و یا در داخل تولید میشوند. ترکیب واردات و تولید داخلی، توسط یک تابع تولید با کشش جانشینی ثابت که به تابع آرمینگتون معروف است مشخص میگردد. کشور مورد نظر یک «کشور کوچک» است که گیرنده قیمتهای جهانی صادرات و واردات در سطح ثابتی است. با برقراری تعادل در سیستم، شامل تعادل در بازار عوامل تولید، تعادل در بازار کالا، تعادل پسانداز-سرمایهگذاری، تعادل بازار داخلی و تعادل بازار صادرات، تعادل در کل سیستم برقرار میگردد. این مدل دارای مجموعهای از معادلات همزمان است که بسیاری از این معادلات غیرخطی هستند. روش مورد استفاده برای شبیهسازی اثر تحریم صادرات نفت در مقاله حاضر، مطابق با روش استفاده شده در مطالعه فرزانگان و همکاران (2015) میباشد. همچنین، برای بررسی رفتار مصرفکننده و محاسبه تغییرات رفاه بر مبنای معیار EV، از سیستم مخارج خطی (LES) و تابع مطلوبیت استون-گری استفاده شده و کدهای محاسبه معیار EV به مدل افزوده شده است. با توجه به اینکه ساختار SAM مورد استفاده به عنوان پایگاه داده مورد نیاز باید مطابق با مدل تعادل عمومی مورد استفاده باشد، از این رو اقدام به تهیه SAM برای سال 1395 گردیده است. همچنین، علاوه بر SAM، از تعدادی پارامتر رفتاری نیز که از مطالعات دیگر به دست آمدهاند، برای حل مدل استفاده شده است. به منظور کالیبره کردن و شبیهسازی از نرمافزار گمز (GAMS) استفاده گردیده است.یافته ها:نتایج به دست آمده در خصوص تأثیر تحریم صادرات نفت بر برخی متغیرهای کلان اقتصادی نشان میدهد که کاهش صادرات نفت، منجر به افزایش نرخ ارز و صادرات غیر نفتی و نیز کاهش جذب داخلی، صادرات و واردات کل و تولید ناخالص داخلی میگردد. در زمینه تأثیر کاهش صادرات نفت بر متغیرهای کلان اقتصادی مذکور، نتایج مشابهی در مطالعات غریبنواز و واشیک (2017)، فرزانگان و همکاران (2015)، محمدی خبازان و همکاران (2015)، حقیقی و بهالو (2013) و حقیقی و بهادر (1394) با رهیافت مدل CGE حاصل شده است. همچنین در مطالعات دیگری نظیر نخلی و همکاران (2020)، کشاورز حداد و همکاران (1399)، کیومرثی و همکاران (1398)، توزاوا و کایوم (2016)، مرزبان و استادزاد (1394) و صدیق (2011)، اثرات نامطلوب تحریمهای اقتصادی بر متغیرهای اصلی اقتصاد کلان کشور هدف نشان داده شده است. با کاهش صادرات نفت، درآمد و مخارج مصرفی خانوارهای شهری و روستایی در طول دوره کاهش مییابد. کاهش در درآمد و مخارج مصرفی گروههای مختلف خانوارهای شهری و روستایی روند افزایشی دارد. همچنین دهکهای بالاتر خانوارهای شهری و روستایی، کاهش بیشتری در درآمد و مخارج خود دارند. به علاوه، درآمد و مخارج خانوارهای روستایی بیش از خانوارهای شهری تحت تأثیر قرار میگیرد. محاسبه تغییرات معادل به عنوان شاخص رفاه خانوار در دوره مورد بررسی نشان میدهد که رفاه خانوارهای شهری و روستایی در تمام گروهها کاهش مییابد و دهکهای بالایی کاهش رفاه بیشتری دارند. همچنین کاهش رفاه تمام گروههای خانوارهای روستایی در طول دوره همواره بیش از خانوارهای شهری میباشد. به علاوه، با ادامه روند تحریم صادرات نفت، از شکاف موجود میان کاهش رفاه خانوارهای روستایی و شهری کاسته میشود. در خصوص اثرات رفاهی نامطلوب تحریم صادرات نفت ایران نتایج مشابهی در مطالعات فرزانگان و همکاران (2015) و محمدی خبازان و همکاران (2015) با رهیافت مدل CGE ایستا حاصل شده است در حالی که مطالعه غریبنواز و واشیک (2017) با همین رهیافت اثرات محدودتری را نشان داده است. مرزبان و استادزاد (1394) نیز با بسط یک الگوی رشد تعمیم یافته تصادفی، اثر محسوس اعمال تحریمهای نفتی بر رفاه اجتماعی را نشان دادهاند. در مطالعه چپتا و گایگن (2020) و صدیق (2011) نیز اثرات منفی تحریمهای اقتصادی بر رفاه خانوارها در کشور هدف نشان داده شده است. در نهایت، تحلیل حساسیت نسبت به کششهای کلیدی مدل نشان میدهد که با تغییر کششهای اولیه به صورت انفرادی و ترکیبی، تغییر قابل توجهی در نتایج به وجود نیامده و بنابراین اعتبار نتایج اصلی تأیید میگردد.نتیجه:این مقاله، به بررسی تأثیر تحریم صادرات نفت بر رفاه خانوارهای شهری و روستایی میپردازد. برای تحقق این امر از مدل CGE پویای بازگشتی PEP-1-t دکالووه و همکاران (2013) بر مبنای دادههای SAM تهیه شده برای سال 1395 استفاده شده است. در این چارچوب، به منظور بررسی تغییرات رفاه گروههای مختلف خانوارهای شهری و روستایی از معیار EV استفاده شده است. طی سالهای 2012 تا 2019، میزان صادرات نفت خام ایران کاهش حدود 70 درصدی داشته است. بنابراین، به منظور شبیهسازی سناریوی تحریم صادرات نفت، یک حالت با میزان کاهش 70 درصدی، برای تمام دورهها در مدل اعمال شده است. نتایج بررسی با استفاده از مدل CGE پویای بازگشتی نشان میدهد که کاهش صادرات نفت، منجر به افزایش نرخ ارز و صادرات غیر نفتی و نیز کاهش جذب داخلی، صادرات و واردات کل و تولید ناخالص داخلی شده است. نتایج نشان میدهد که با کاهش صادرات نفت، درآمد، مخارج مصرفی و رفاه خانوارهای شهری و روستایی کاهش مییابد و این تغییرات در طول دوره مورد بررسی روندی فزاینده دارد. همچنین هم در خانوارهای شهری و هم خانوارهای روستایی، دهکهای بالاتر، کاهش در درآمد، مخارج مصرفی و رفاه بیشتری را تجربه میکنند. به علاوه، با بروز شوک کاهش صادرات نفت، درآمد، مخارج مصرفی و رفاه خانوارهای روستایی بیش از خانوارهای شهری تحت تأثیر قرار میگیرد. نتایج همچنین نشان میدهد که با این که رفاه از دست رفته تمام گروههای خانوارهای روستایی در طول دوره همواره بیش از خانوارهای شهری است، اما با ادامه روند تحریم صادرات نفت، شکاف موجود میان کاهش رفاه خانوارهای روستایی و شهری کاهش مییابد. تحلیل حساسیت نسبت به کششهای کلیدی مؤید اعتبار نتایج اصلی است.