نحو و پیوند آن با اندیشه در سخنان شیخ ابوالحسن خرقانی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زابل،زابل، ایران.

doi
10.22091/jls.2025.12672.1686
چکیده

خرقانی یکی از عارفان برجستة قرن چهارم و پنجم هجری که با وجود اُمّی بودن، سخنانش از طراوت و تازگی خاصی برخوردار است. هرچند به­دلیل غرابت واژه­های نامأنوس، کاتبان و تذکره­نویسان تغییرات و تصرّفاتی در کلام او روا داشته­اند، اما سخنانش هم از حیث لفظ و هم از لحاظ معنی، ویژگی­هایی دارد که زبان او را از زبان دیگران متمایز می­کند. لذا در این پژوهش که به شیوۀ توصیفی- تحلیلی صورت گرفته، به­منظور دست­یابی به ویژگی­های سبکی سخنانش، نحو و پیوند آن با محتوای کلامش بر اساس سبک­شناسی لایه­ای از حیث پیوند و طول جمله­ها، وجه فعل و صدای دستوری مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است. سبک جملات او هم گسسته است و هم پیوسته و در مواردی بسیار اندک متصل و تودرتو. جملاتش کوتاه و متناسب برای بیان تجربه­های عاطفی و شهودی است. در مواردی که او از احوال خود سخن می­گوید و هیجان­های عاطفی­اش را در لحظات کشف و شهود بیان می­کند، وجه فعل اخباری است. در چنین حالتی گوینده مغلوب ضمیر ناخودآگاه و عواطف شدید باطنی خویش است و صدای دستوری سخنانش غالباً انعکاسی است. در مواردی هم که به توصیه­ای اخلاقی و عرفانی می­پردازد، وجه فعل التزامی (امر، نهی، التزام) است و سخنانش متأثر از ضمیر خودآگاه وی بوده و به­دلیل جهت­گیری کلام به­سوی مخاطب، جنبۀ ترغیبی و تشویقی می­یابد. خرقانی آن­گاه که به توضیح و تشریح نکته­ای عرفانی و اخلاقی می­پردازد، کلامش حالت ارجاعی دارد. با توجه به نظریۀ ارتباط زبانی یاکوبسون، در این حالت نیز وجه فعل، اخباری و صدای دستوری غالب در این­گونه سخنان، صدایی منفعل است.