واکنش غیرخطی تورم به نرخ ارز مؤثر حقیقی در ایران

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی

2 دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی

3

4 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

doi
10.22055/jqe.2021.33724.2251
چکیده

چکیده گستردهمعرفی:نرخ ارز، متغیری است که تکانه‌های اقتصادی بین‌المللی را به اقتصاد داخلی منتقل می‌کند. در کشورهایی مانند ایران که نر خ تورم بالا را تجربه می‌کنند و تولید ناخالص داخلی‌اشان همانند مخارج مصرفی‌ از وابستگی بیشتری به واردات و جریان‌های سرمایه‌ای خارجی برخوردار است، تغییرات نرخ ارز و اثرات آن نیازمند این است که با دقت بیشتری توسط سیاست‌گذاران و پژوهشگران اقتصادی رصد ‌شود. با توجه به اهمیت تورم در مباحث نظری و نیز بالا بودن نرخ تورم در برخی از کشورهای درحال‌توسعه، بررسی تأثیر نرخ ارز بر تورم مورد توجه اقتصاددانان علاقه‌مند به موضوعات اقتصاد پولی و اقتصاد بین‌الملل بوده است.رفتارهای غیرخطی در اثرگذاری نرخ ارز بر تورم می‌تواند در شرایطی که الگوی اقتصادسنجی به صورت خطی برآورد می‌شود تخمین‌های خلاف واقع از ضریب نرخ ارز ارایه کند. در این شرایط می‌توان پذیرفت که وضعیت تورم و نرخ آن می‌تواند بر پاسخ عوامل اقتصادی به تکانه‌ی نرخ ارز تأثیر بگذارد. در حقیقت، قیمت‌های داخلی ممکن است به علت تورم پایین و باثبات به یک تکانه‌ی نرخ ارز واکنش نشان ندهند. اما اگر تورم بالای سطح آستانه‌اش باشد آن‌ها به تکانه‌های مشابه واکنش نشان می‌دهند.با وجودی که مطالعات انجام شده بیشتر بر اندازه‌گیری میزان اثرگذاری نرخ ارز بر سطح قیمت‌ها متمرکز شده است، اما بررسی امکان وجود یک و یا بیشتر از یک حد آستانه‌ای در اثرگذاری نرخ ارز از اهمیت و جایگاه متفاوتی برخوردار است. زیرا ممکن است واکنش سیاست‌گذاران پولی کشور به میزان اثرگذاری نرخ ارز از یک حد آستانه‌ای وابسته باشد. در حقیقت، این امکان وجود دارد که آن‌ها نوسانات نرخ ارز و تأثیر آن بر قیمت‌های داخلی را تا سطحی از نرخ ارز برای اقتصاد کشور، مهم قلمداد نکنند. در صورتی‌که اگر نرخ ارز از یک سطح آستانه‌ای معینی فراتر رود به استنباط آن‌ها به اقتصاد کشور و همچنین رفاه مردم آسیب جدی وارد می‌کند، بنابراین لازم بدانند که در این شرایط در بازار ارز دخالت کنند. متدولوژی:یکی از دلایل واکنش غیرخطی تورم، ماهیت غیرخطی روند نرخ ارز است. در حقیقت، از نظر هندسی، از بین تمام مسیرهای زمانی نرخ ارز، احتمال مسیر خطی بین هر دو نقطه‌ی زمانی، بسیار اندک است. برآیند تأثیر همه‌ی تعیین‌کننده‌های نرخ ارز، در تغییرات آن نمایش داده می‌شوند. در این‌جا توجه به دو نکته بسیار مهم است. نخست این‌که اثرات متقابل تعیین‌کننده‌های نرخ ارز می‌تواند تأثیر هر یک از تعیین‌کننده‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار دهد. دوم، اهمیت ارز، به خصوص در کشورهای در حال توسعه و نقش کلیدی آن بین بازارهای ارزی و مالی، نرخ ارز را به یک متغیر هوشمند تبدیل نموده است، که از طریق فرایند یادگیری[1]، به تصحیح اشتباهات در نرخ بعدی می‌پردازد. از این‌رو، انتظار می‌‌رود که مسیر نرخ ارز در طی زمان، غیرخطی باشد.هدف مقاله حاضر، آزمون یک مدل غیرخطی است که واکنش تورم به نرخ ارز مؤثر حقیقی در ایران را تخمین می‌زند. به منظور بررسی اثرات آستانه‌ای نرخ ارز بر تورم در ایران، با پیروی از پاسدل و تیکا[2] (2009) الگوی زیر مورد استفاده قرار گرفت:                 که در آن، تورم (π) تابعی از نرخ ارز مؤثر حقیقی ( ) است. متغیر  یک متغیر دامی (ساختگی) است،   است اگر نرخ ارز مؤثر حقیقی ( ) برابر یا بزرگتر از آستانه‌ ( ) باشد و   است اگر نرخ ارز مؤثر حقیقی ( ) کوچکتر از آستانه‌ ( ) باشد. یافته­ها:یافته‌ها براساس داده‌های سری زمانی برای دوره‌ی زمانی 1396-1350 و روش رگرسیون آستانه‌ای (TR) نشان می‌دهد که نرخ ارز مؤثر حقیقی 27/6160 ریال به عنوان یک آستانه عمل کرده است.  به عبارت دیگر، براساس مقدار آستانه‌ی فوق، مقدار برآورد شده نشان می‌دهد که ضریب نرخ ارز  تا حدودی از رژیم اول به رژیم دوم افزایش یافته است. نتیجه:با عنایت به این‌که حفظ ارزش پول ملی از جمله مهم‌ترین وظایف بانک مرکزی محسوب می‌شود، بنابراین، توجه به نرخ ارز و اثرات آستانه‌ای آن در طراحی و اجرای سیاست‌های پولی و ارزی در برنامه‌ریزی برای کنترل تورم ضروری به نظر می‌رسد. نتایج حاصل از این پژوهش، ما را به این رهنمود سیاستی هدایت می‌کند که به دلیل نوسانات نرخ ارز در ایران و با توجه به آثار مخرب تورم بر اقتصاد و رفاه خانوارها، سیاست‌گذاران پولی کشور باید تکانه‌های ارزی را مهار کنند. [1] Learning[2] Posedel & Tica