تعیین کننده‌های تغییرات کشش انتشار CO2 در ایران

نویسندگان

1 دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی

2 دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی

doi
10.22055/jqe.2022.39686.2457
چکیده

چکیده گستردهمعرفی:ایران در سال 2019 بر حسب انتشار CO2 در بین کشورهای جهان حایز رتبه ششم و در بین کشورهای آسیایی (با در نظر گرفتن روسیه به عنوان کشور اوراسیایی) حایز رتبه پنجم است. بنابراین بررسی کشش انتشار CO2 بخش‌های تولیدی این کشور برای سیاست‌گذاران انرژی و محیط ‌زیست مهم و حائز اهمیت است. چه عواملی بر تغییرات کشش انتشار CO2 تأثیر می­گذارد؟ کدام عوامل محرک و کدام عوامل بازدارنده هستند؟ پاسخ به این سوالات در کاهش و کنترل انتشار CO2 مفید است. در مطالعه حاضر، ابتدا کشش‌های انتشار CO2 بخش‌های تولیدی محاسبه و سپس با هدف شناسایی محرک‌های کشش انتشار CO2، تغییرات کشش‌های انتشار CO2 به اجزای مختلف تقسیم می‌شوند. روش شناسی این تحقیق مبتنی بر تحلیل داده- ستانده و تحلیل تجزیه است. نوآوری این مقاله تعیین و محاسبه مولفه­های تغییرات کشش انتشار CO2 با استفاده از تحلیل تجزیه ساختاری است. گوو و همکاران (2018) روشی را برای محاسبه کشش انتشار CO2 بر اساس تحلیل داده- ستانده ارائه کرده­اند، در این مطالعه کشش­های انتشار با استفاده از روش تحلیل تجزیه ساختاری تجزیه می­شوند. متدولوژی:هدف این مقاله بررسی عوامل موثر بر کشش انتشار CO2، کشش تقاضای انتشار CO2 و کشش تولید انتشار CO2 است. در مرحله اول کشش­ها محاسبه شده و در مرحله دوم تغییرات کشش­ها تجزیه می­شوند. در این تحقیق از جداول داده- ستانده منتشر شده در سال­های 1380 و 1390 توسط مرکز آمار ایران استفاده شده است. با توجه به تفاوت در طبقه بندی بخش جداول داده- ستانده سال­های 1380 و 1390، برخی از بخش­های تولیدی را ادغام و در نهایت 65 بخش را در نظر می­گیریم. برای محاسبه انتشار دی‌اکسید کربن هر بخش تولیدی، ابتدا کل مصرف انرژی هر سال را از ترازنامه انرژی ایران به‌دست می‌آوریم و سپس هر انرژی مصرفی را با توجه جداول داده- ستانده و سهم بخش­های تولیدی و بخش خانوار به بخش‌های تولیدی و ‌خانوار تخصیص می‌دهیم.                                                                                                                                                                                                                                یافته­ها:یافته­ها نشان می­دهد که بخش «تولید، انتقال و توزیع برق» بیشترین کشش انتشار CO2 را دارد. اثر "ماتریس معکوس Ghosh" یک محرک قوی برای کشش انتشار CO2 بخش­های تولیدی است. این نتیجه نشان می­دهد که تغییر در سهم تولیدی بخش i، که به بخش j به عنوان نهاده واسطه فروخته می­شود، یک محرک قوی برای افزایش کشش انتشار CO2 است. این تغییرات می­تواند ناشی از افزایش فعالیت­های اقتصادی و ناکارآمدی ساختار تولید باشد.نتیجه:بخش «تولید، انتقال و توزیع برق» به دلیل دارا بودن بالاترین میزان و تغییرات کشش انتشار CO2 نسبت به سایر بخش‌ها باید مورد توجه سیاستگذاران انرژی و محیط زیست قرار گیرد. افزایش سهم انرژی­های تجدیدپذیر در سبد مصرف انرژی بخش­های تولیدی، افزایش کارایی انرژی (کاهش شدت انرژی) با جایگزینی تجهیزات جدید و پیشرفته با تجهیزات قدیمی و فرسوده و بهبود ساختار تولید می­تواند به کاهش کشش CO2 و انتشار CO2 بخش­های تولیدی ایران کمک کند. سرانجام، با توجه به بالا بودن کشش انتشار CO2 بخش «تولید، انتقال و توزیع برق»، تحقیقات آتی می‌تواند بر این حوزه تمرکز کرده و راه‌حل‌هایی را برای افزایش کارایی تولید و بهره‌وری انرژی پیشنهاد کند. همچنین پژوهش‌های آتی می‌تواند بر ساختار تولیدی بخش‌های تولیدی متمرکز شود و راهکارهایی برای بهبود ساختار تولیدی بخش‌های تولیدی ایران ارائه کند.