تقابل‌های دوگانه در شعرهای عفیف باختری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

2 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

doi
10.22091/jls.2024.11046.1617
چکیده

عفیف باختری، از شاعران شناخته‌‌ شدۀ معاصر افغانستان است که در سال 1341 خورشیدی، در شهر مزار شریفِ ولایت بلخ زاده شد و در سال 1396 خورشیدی، در همان شهر، چشم از جهان پوشید. از او حدود پنج مجموعۀ شعری به چاپ رسیده و بیشترین شعرهایش در قالب غزل سروده شده‌‌اند. باختری، از جملۀ شاعرانی است که مجموعه‌‌های شعری وی، خوانندگان زیادی را در میان جامعۀ دانشگاهی، به خود اختصاص داده‌‌ است. هدف اساسی این پژوهش، بررسی چگونگی کاربرد تقابل‌‌های دوگانه در شعرهای این شاعر است. ساختارگرایان بر این باورند که بررسی تقابل‌‌های دوگانه در متون ادبی، می‌‌تواند ما را در فهم بهتر متن یاری رساند و لایه‌‌هایی از فکر و اندیشۀ خالق اثر را باز نماید. بر این اساس، مقالۀ حاضر با روش توصیفی_تحلیلی و رویکرد ساختارگرایانه، تقابل‌‌های دوگانه را در شعرهای عفیف باختری مورد بررسی و تحلیل قرار داده ‌‌است. تقابل‌‌های موجود در اشعار باختری، در سه سطح کلی واژگانی، ادبی و فکری طبقه‌‌بندی و بررسی گردیده‌‌اند. نتایج به دست آمده از پژوهش، نشان می‌‌دهد که تقابل‌‌های واژگانی ضمنی، بیشترین بسامد را در شعرهای باختری دارند و تقابل‌‌های دوگانۀ ادبی، از کمترین بسامد برخوردارند. همین‌‌سان، تقابل دوگانۀ‌‌ فکریِ شاعر، بیشتر بر حول تقابل مرگ/ زندگی می‌‌چرخد و این باعث شده ‌‌است تا تقابل‌‌هایی از نوع غم/ شادی، پاییز/ بهار و اسارت/ آزادی نیز در شعرهایش شکل بگیرند.