ضحاک، مارِ گرگسان در اساطیر ایرانی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، مرکز ارومیه
doi
چکیده
در اساطیر ایرانی اهریمن و ضحاک از جهات گوناگون با هم قابل مقایسه هستند. مهمترین جنبهای که این دو را بیشتر به یکدیگر شبیه میکند، کالبد «مار» است. مار اولین و مهمترین کالبد اهریمن و ضحاک است. به علاوه، «گرگ» نیز در وجود و نام ضحاک تبلور یافته است. نام ضحاک (aži.dahāka) به دلایل متعدد «مارـ گرگ» یا «مار گرگسان» معنی میدهد. Dahāka به معنی «گرگ» و از ریشه هندواروپایی dhau به معنی «خفه کردن» است. کسانی که خود را dāha یا dāsa مینامیدند، جوانانی جنگجو بودند و با این تسمیه تلاش داشتند تا به هنگام رزم خوی و خصلت «گرگ» اسطورهای را در خود تقویت کنند. در اساطیر ایرانی اژیدهاک، ماری اژدهافش، سه سر، سه پوزه و شش چشم است. چنین اژدهایی نزد سایر ملل نیز دیده میشود. اسلاوها، روسها، ژرمنها و اقوام بینالنهرین با چنین موجود دهشتباری آشنایی داشتند. در طی تاریخ تطور، این اژدهای مارفش بدل به شاهی ماردوش گشت. اگرچه ماردوشی در ایران نماد ستم و خونریزی است، در بینالنهرین خدایگان و الهگان و شاهان را گاه به صورت ماردوش به تصویر میکشیدند. اژدها در اساطیر بسیاری از اقوام رباینده دوشیزگان و دشمن آب و گاو است. قهرمان اژدهاکش نیز پرورده یا پرورنده گاو، نجاتبخش دوشیزگان است و در لحظه کشتن، اژدها نمادی از گاو حاضر است.