ملاحظاتی در باب مفاهیم استعلایی مدرسی: در پرتو مابعدالطبیعۀ ابن سینا، آکوئینی و اسکوتوس

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفۀ دانشگاه تهران.

2 استاد گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jop.2025.401203.1006945
چکیده

دسته‌­ای از مفاهیم هست که در محور تفکر مابعدالطبیعی قرار دارند و موضوع و محمول عموم قضایای مابعدالطبیعی را تشکیل می­‌دهند. چنین نیست که محوریت این مفاهیم مابعدالطبیعی، که در فلسفۀ اسلامیِ (متأخر) «معقول ثانیِ» (فلسفی)، و در فلسفۀ مدرسی «مفاهیم استعلایی» نامیده می­‌شوند، از ابتدای تاریخ مابعدالطبیعه تشخیص داده شده باشد. بلکه این محوریت­‌یابی مبتنی بر شرایطی بوده که در مابعدالطبیعۀ ابن سینا رقم خورده است، و فیلسوفان مدرسی با تکیه بر ابداعات ابن سینا مباحث ناظر به این مفاهیم را بسط داده‌­اند و نهایتاً دانز اسکوتوس کل مابعدالطبیعه را علم استعلایی دانسته و اجزای مابعدالطبیعه را بر پایۀ تلقی خویش از مفاهیم استعلایی بنا کرده است. در این مقاله با نظر به مابعدالطبیعۀ ابن سینا، آکوئینی، اسکوتوس، و تأکید بر اشتراکات فکری آن­ها می­‌کوشیم تا به طرح چارچوبی عام برای فلسفۀ استعلایی مدرسی نزدیک شویم. سبب انتخاب این سه فیلسوف این است که ابن سینا منبع اصلی مسائل مرتبط با استعلایی­‌هاست، آکوئینی علاوه بر مسائل سینوی مسائلی جدید مطرح ساخته است، و اسکوتوس نخستین بار به صراحت کل مابعدالطبیعه را علم استعلایی نامیده است. در این مقاله، نشان داده خواهد شد که (1) چگونه تلقی خاص بوعلی از مابعدالطبیعه شرایط محوریت­‌یابی این مفاهیم را فراهم آورد و (2) دیدگاه هر یک از این سه فیلسوف در باب چیستی مفاهیم استعلایی چیست و (3) چرا و به چه شیوه اینان خارجیت و نحوۀ خارجیت این مفاهیم را نشان می­‌دهند.