تحلیل و بررسی وجهیت فعل در غزل‌های «لالۀ سیراب» و «حراج عشق» از شهریار با تأکید بر نظریۀ نقش‌گرای هلیدی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.22091/jls.2024.10571.1594
چکیده

زبان از ابتدای پیدایش خود حامل قطعیت و احتمال بوده و نظریۀ نقش‌گرای هلیدی محملی برای ارزیابی این امر است. در این پژوهش، غزل‌های لالۀ سیراب و حراج عشق از شهریار با تکیه بر نظریۀ نقش‌گرای هلیدی و با استفاده از روش تحلیل کیفی، جایگاه قطعیت یا احتمال در متن را به‌میانجی وجهیت در کاربرد افعال مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهیم و به این پرسش پاسخ داده خواهد شد که بر اساس نظریۀ نقش‌گرای هلیدی در غزل‌های لالۀ سیراب و حراج عشق از شهریار، مشخصاً کدام‌یک از وجوه افعال در زبان فارسی بیشتر از وجوه دیگر بسامد دارند و این امر در نسبت با رابطۀ دوسویۀ لفظ و معنا حاکی از چیست؟ نظریۀ نقش‌گرای هلیدی این امکان را به ما می‌دهد که میزان قطعیت یا احتمال در متن را با توجه به انتخاب الفاظی که شاعر در پی انتقال معنا از آن‌ها استفاده کرده، مشخص و بررسی نماییم. قراین کمی و کیفی به ‌دست‌آمده از تحلیل وجهیت در دو غزل مذکور با تکیه بر نظریۀ نقش‌گرای هلیدی نشان می‌دهد که در مقولۀ فعل، وجه اخباری با بیشترین بسامد و میزان بالای قطعیت، موضع قوی و اقتدار شاعر را در بیان واقعیت حالات عاشقانه خود و سوز و گداز حاصل از آن و اعراض از معشوق و اعتراض به او نمایان می‌سازد. بعد از وجه اخباری، وجه امری و التزامی البته با بسامد کم وجود دارند.