تحلیل و بررسی صامت‌های میانجی در زبان فارسی با رویکرد زبان‌شناختی و تاریخی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.22091/jls.2024.10260.1571
چکیده

زبان به عنوان مهمترین نهاد اجتماعی، نظام بسیار پیچیده و گسترده‌ای است که از طرح‌ها و الگوهای خاصی پیروی می‌کند تا در محور زنجیری یا همنشینی، با ترکیب واج‌ها و خلق واحدهای زبانی بزرگتر، بتواند ایجاد ارتباط را در بین گویشوران ممکن سازد. یکی از مهمترین الگوهای حاکم بر همنشینی واج‌ها، حضور واج‌های میانجی، هنگام ترکیبِ ‌تکواژها با یکدیگر است. نظر به این که موقع ترکیبِ تکواژها، در جایگاه‌های مختلف، واج‌های میانجی خاصی ظاهر می‌شود، این پرسش پیش می‌آید که علت حضور میانجی‌ها در این موضع چیست؟ چرا در جایگاه‌های مختلف، از واج‌های صامت مختلف و متفاوتی به عنوان میانجی استفاده می‌شود؟ و خاستگاه تنوع حضور واجی‌های میانجی چیست؟ جستار حاضر در پی آن است که به شیوۀ توصیفی و تحلیلی با رویکرد زبان‌شناختی و تاریخی این مقوله را مورد کندوکاو قرار دهد. نتایج به دست آمده، نشان می‌دهد که در زبان فارسی ده واج میانجی وجود دارد که برخی از آنها، میانجی مرده و نارایج محسوب می‌شوند، برخی از دورۀ رشد و تکوین زبان فارسی رایج و متداول بوده است و برخی نیز، ریشه در زبان محاوره دارند، و علت حضور میانجی‌ها را باید در قاعدۀ التقای مصوت‌ها و تنوع کاربرد صامت‌های میانجی را هم در فرایند فرسایش کناری در زمان‌های گذشته، و نیاز به احیایِ واج حذف شده به خاطر التقای مصوت‌ها جستجو کرد.