ابن عربی و استعاره؛ بررسی روش‌شناسی ابن عربی در تبیین عالمِ صغیر با تأکید بر نظریۀ استعارۀ جرجانی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات عرفانی دانشگاه مازندران، مازندران، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه مازندران، مازندران، ایران

3 استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه مازندران، مازندران، ایران.

4 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه مازندران، مازندران، ایران.

doi
10.22091/jls.2024.10460.1588
چکیده

یکی از موضوعات مهم در حوزة عرفان و تصوف اسلامی، مسألة عالم صغیر و عالم کبیر است. این موضوع یکی از مهم‌ترین حوزه‌های مورد بحث در عرفان ابن‌عربی را تشکیل می‌دهد و نقشی حیاتی در عرفان او و پیروانش دارد. از آنجایی که نوشته‌های شیخ اکبر مبتنی بر نوع ویژه‌ای از زبان‌شناسی است که شاید در بیان هیچ‌کدام از عرفا به کار گرفته نشده ‌باشد، توصیف و تبیین‌ پژوهشگر عرفانِ او نیز باید مسایل مربوط به زبان و متعلقات آن را به‌عنوان یک فرض پیشینی در نظر داشته‌ باشد. بررسی کتاب التدبیرات الهیه ابن‌عربی نشان می‌دهد که او در تبیینِ چگونگیِ تطبیقِ جهان کبیر و صغیر بر یکدیگر، از استعاره کمک می‌گیرد. ابن عربی در ابتدای کتاب، تعریفی از استعاره ارائه کرده که دقیقاً مطابق با تعریف نظریه‌پرداز استعاره در بلاغت اسلامی،‌ یعنی شیخ عبدالقاهر جرجانی است. عنصر حیاتی در این تعریفِ همانند از استعاره را باید در «جامع» جستجو کرد که متضمن شکل‌گیری و ماندگاری استعاره است. پس از مقایسه تعریف ابن عربی و جرجانی از استعاره و بررسی نمونه‌هایی از تطبیقات عالم کبیر و صغیر این نتیجه به دست آمده است که شیخین نه تنها در تعریف استعاره و تأکید بر مسألة أخصِّ صفاتِ مشبه‌به در شکل‌گیری استعاره اتفاق نظر دارند، بلکه ابن عربی این نظریه را در بعد عملی و در ساحتی هستی‌شناختی نیز به کار گرفته و از آن نتایج مطلوبی به دست آورده است.