نقش استعاره و مجاز در فرآیند میلورزی در رمان «نگران نباش» بر مبنای آموزههای لکان
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانش آموختة دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22091/jls.2024.10511.1590چکیده
ژاک لکان از اندیشمندانی است که از استعاره و مجاز- که اصطلاحاتی تخصصی در دانش بلاغت و زبانشناسی بهشمار میآیند- برای تبیین مفهوم روانکاوانۀ میل استفاده میکند. در نگاه وی، میلورزی بهمیانجی مداخلۀ استعارۀ پدری شروع میشود و ممکن است در فرآیندی مجازی همواره خود را تثبیت نماید. بر اساس بروز اختلال در فرآیند استعاری و مجازی، لکان تبیین نمود که بیمار به کدام گونه از روانپریشی دچار شده و سبب رنج بردن او چه چیزی است. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل کیفی و بر اساس فرآیند استعاری و مجازی مورد نظر لکان، چگونگی میلورزی سوژه (شادی) در داستان «نگران نباش» مهسا محبعلی تبیین شده است. همچنین بر اساس الگو و معیار ذکر شده، چگونگی روانپریشی و بیرون افتادن از محدودۀ سوژهبودگی در شخصیت اصلی داستان (شادی) تشریح گردیده است. دستاوردهای پژوهش نشان میدهد فرآیند میل در شخصیت شادی بهصورت استعاری عمل میکرده و بر این اساس، او سوژهای وسواسی بوده است. شادی برای اینکه بتواند هرچه زودتر فالوس را احراز نماید، میخواهد ارضای میل خود را به تعجیل بیندازد. او از اختلال مجاورت- که ناظر بر عدم امکان ساخت مجاز است- رنج میبرد. شادی نمیتواند میلورزی کند؛ مگر زمانیکه دالهای مربوط به مسألهای که در وی ایجاد تروما کرده، در اختیارش قرار بگیرد.