اندازه گیری سهم رشد و نابرابری در کاهش فقر (مطالعه موردی استان های ایران)
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی ایران
2 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
3 دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
doi
10.22055/jqe.2020.31799.2180چکیده
معرفی: فقر این مسئله بنیادی پدیدهای چندبعدی است که همواره بهعنوان یکی از مهمترین آسیبهای جوامع، ریشه گرفتاریها و عقبماندگیهای بخش عظیمی از کره زمین بوده و هست. تلاش برای از بین بردن این معضل اجتماعی یکی از برجستهترین اهداف رشد و توسعه اقتصادی است؛ و علیرغم رشد اقتصادی در میان کشورهای توسعهنیافته و یا درحالتوسعه این معضل همچنان ادامه دارد. اگرچه رشد بهعنوان یکی از متغیرهای کلان اقتصادی تأثیر ویژهای بر فقر و کاهش آن ایفا میکند اما بااینوجود نابرابری و تأثیر آن بر رشد اقتصادی سهم تعیینکنندهای در منتفع شدن فقرا از رشد اقتصادی را داراست. اگرچه در روند رشد اقتصادی آنچه باعث کاهش فقر میگردد افزایش میزان درآمد خانوار است اما از دیگر سوی توزیع درآمد بین خانوارها باید بهگونهای باشد که فقرا نیز از این رشد بهرهمند گردند. لذا رشد اقتصادی بهتنهایی برای از بین بردن فقر کافی نیست و اثر آن بر فقر، بسته به موقعیتهای زمانی و مکانی متفاوت، یکسان نیست و چگونگی توزیع منافع رشد نیز حائز اهمیت است. این در حالی است که نابرابری و فقر دو مفهوم کاملاً متفاوت هستند، اما این دو عمیقاً باهم در ارتباطاند. ازاینرو توجه همزمان به رشد اقتصادی و کاهش نابرابری میتواند نتایج مطلوبی در راستای کاهش فقر ایجاد کند. طی دهههای اخیر نیز جوامعی که به هردو موضوع رشد اقتصادی و کاهش نابرابری توجه داشتهاند در کاهش فقر بسیار موفقتر عمل کردهاند. در این راستا برای پی بردن به اثرات رشد اقتصادی بر فقر، لازم است، اثرات رشد اقتصادی از دو جنبه اثر رشد بر فقر و اثر نابرابری بر فقر از هم تفکیک شوند. آنگاه تغییر در شاخص فقر به تغییر در میانگین درآمدها و تغییرات نابرابری درآمدی تجزیه میشود تا بهدرستی سهم رشد و نابرابری در کاهش فقر مشخص گردد. لذا هدف مطالعه حاضر بررسی سهم رشد و نابرابری و برآیند آنها در کاهش فقر است. متدولوژی: این مطالعه با استفاده از شاخص فقر سن، روش تجزیه فقر کاکوانی و متد ریاضیاتی متفاوت برای استانهای ایران، طی دوره زمانی 97-1384 موردمحاسبه قرارگرفته است. یافته ها: نتایج مطالعه حاکی از آن است که در استان یزد هر دو اثر درآمدی و اثر توزیعی در یک راستا و به نفع فقرا عمل کرده و منجر به کاهش فقر گشتهاند این در حالی است که در استانهای کرمانشاه، خراسان رضوی، اصفهان و زنجان وضعیت توزیع درآمدها و میانگین درآمدها به نحوی عمل کرده که تقریباً یکدیگر را خنثی کردهاند به این صورت که میانگین درآمدها افزایشیافته و فقر را کاهش داده اما از دیگر سو نابرابری افزایشیافته و منجر به افزایش فقر گشته است؛ اما وضعیت در استان البرز متفاوت است بهنحویکه باوجود اینکه کاهش میانگین درآمدها فقر را افزایش داده اما بهبود وضعیت توزیع درآمدها نهتنها آثار منفی سهم درآمدی را از بین برده است، بلکه درنهایت منجر به کاهش فقر گشته است. لکن در استانهای گیلان، خوزستان، فارس، همدان، چهارمحال و بختیاری، لرستان، تهران، قم، خراسان شمالی، سیستان و بلوچستان اثر توزیعی و اثر درآمدی در یک راستا بر فقر تأثیر گذاشته و باعث افزایش آن گشتهاند؛ و در سایر استانها وضعیت توزیع درآمدها بهگونهای تغییر کرده که علیرغم افزایش میانگین درآمدها، منجر به افزایش فقر شده است. نتیجه: لذا چنانکه یافتههای تحقیق نشان میدهد تنها در تعداد کمی از استانهای کشور فقر طی دوره تحت بررسی کاهشیافته است. و اثر توزیعی یا اثر درآمدی یا هردوی آنها منجر به افزایش فقر گشتهاند. لذا باید در راستای کاهش فقر رشد اقتصادی و کاهش نابرابری بسیار مورد توجه قرار گیرند.