گذار از نفس به ذهن در تأملات دکارت

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

doi
10.22059/jop.2025.396518.1006905
چکیده

کوگیتو (Cogito) نشان‌ویژۀ نظام فکری دکارت به‌شمار می‌آید که با آن تحوّل بزرگی در تاریخ اندیشۀ فلسفی پدید آمد. بن‌مایۀ کوگیتو در معنای تازه‌ای نهفته است که دکارت به نفس می‌دهد و این معنابخشی به‌ میانجی ‌گذار از نفس به ذهن رخ می‌دهد. کوگیتو در سه اثر مهم، البته به قرائت‌های متفاوت، خودنمایی می‌کند: گفتار در روش، تأملات در فلسفۀ اولی، اصول فلسفه. اما از میان این سه، دکارت فقط تأملات ‌را «رساله» می‌داند و از آن به مابعدالطبیعۀ خود نیز یاد می‌کند. در نوشتۀ پیشِ رو، می‌کوشیم با چشم‌دوختن بر «تأمل دوم» از تأملات شش‌گانه در تأملات، جایگاه کوگیتو را در نظام فکری دکارت از حیث گذار از نفس ارسطویی به ذهن دکارتی باز نماییم. پیداست که برای این مقصود، ناگزیر از طرح مقدّماتی بحث خاصّه در دورۀ نوزایی و در سدۀ هفدهم هستیم، تا روشن گردد اندیشۀ دکارت در این باره تنها تأکید بر نفی افکار پیشینیان از جمله ارسطو نیست، که جنبه‌های نواندیشانه‌‌ و نوآورانه‌ای نیز دارد. در این گذار، شک دکارتی نقش بسترسازی و تمهید مقدّمات را برعهده دارد که باید بدان نیز پرداخت.