پدیدارشناسی عشق و نسبت آن با زیبایی نزد سهروردی
نویسندگان
1 دانشیار فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، تهران، ایران
doi
10.22059/jop.2025.399022.1006929چکیده
شهابالدین یحیی سهروردی فیلسوف اشراقی و حکیم نامدار ایرانی است که توانست حکمت بحثی را با حکمت ذوقی در هم آمیزد و بنیان وجودشناسانۀ محکمی برای نظریۀ اشراقی خود فراهم آورد. سهروردی که فلسفهاش را بر پایۀ نور بنا کرده و فیلسوف نور نامیده شده است، علاوه بر تسلط بر علوم زمانهاش، اهل ریاضت و سیر و سلوک و صاحب مکاشفات بسیاری بود. او حکمت یونان و ایران باستان را که از منظر وی بیانکنندۀ حقیقت واحدی هستند، در نظریۀ اشراقی خود بهکار بست همانگونه که از تعقّل بههمراه کشفوشهود در خدمت نیل به حقیقت جامع و واحد الهی بهره گرفت. مقالۀ پیشرو برآن است که با تأملی پدیدارشناختی در معنا و مفهوم عشق نزد سهروردی، به کنه نظریۀ وی در باب عشق نزدیک شود و نسبت عشق را با زیبایی روشن سازد و لذا پرسش اصلی مقاله این است که عشق نزد سهروردی به چه معنایی است و چه نسبتی با زیبایی دارد؟ نتایج پژوهش حاضر نشانگر آن است که عشق همانند وجود است که از ذات حق که نورالانوار و مظهر کمال و جمال عشق مطلق است، در سرتاسر هستی، سریان و جریان پیدا کرده و پیوند آن با زیبایی پیوندی جاودانه است و این دو همانند نور و وجود، اموری ذومراتب هستند. مبنای کار در این پژوهش، رسالۀ مونسالعشّاق یا فی حقیقة العشق است، هرچند به تناسب موضوع، به کتاب مهم حکمةالاشراق که بیشتر با روش ذوقی و بر مبنای کشف و شهود نگاشته شده و نیز دیگر آثار سهروردی توجه شده است.