اسم‌‌سازی و استعارة دستوری در داستان «شلغم میوۀ بهشته» از علی‌‌محمّد افغانی

نویسندگان

1 دانش‌‌آموختة زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

doi
10.22091/jls.2023.9472.1506
چکیده

عامه، واقعیت ذهنی را با تجربۀ عینی بیان می‌‌کنند و برای انتقال، از جایگزینی یک ابزار دستوری به جای یک ابزار دیگر بهره می‌‌گیرند. بسامد این جایگزینی استعاری می‌‌تواند نشانه‌‌ای سبکی باشد. این جستار توصیفی- تحلیلی، بر اساس نظریة نقش‌‌گرایی، فرایندها و استعاره‌‌های دستوری داستان «شلغم میوۀ بهشته» نوشتۀ علی‌‌محمّد افغانی را، بررسی نموده‌‌است. این داستان از آثار رواییِ واقع‌‌گراست که بر محور زبان استعاری می‌‌چرخد و هر سه نوع استعارة دستوری (ا‌‌‌‌ندیشگانی، بینافردی و متنی) در آن دیده می‌‌شود. بازنمایی تجربه در گفتگوی مشارکان این داستان، بیشتر بر پایۀ انتقال فرایند ذهنی به مادی است؛ زیرا نویسنده می‌‌داند که با استفاده از نظام گذرایی استعارۀ دستوری، مفاهیم انتزاعی و ذهنی، برای مخاطب عام قابل فهم‌‌تر می‌‌شود؛ اما، انتقال و جابه‌‌جایی فرایندهای مادی به ذهنی در کمترین مقدار خود در این اثر نمود دارد و دلیل انعکاس افعال به شکل مادی، شفافیت و صریح ‌‌بودن است و نویسنده نخواسته است که تجربۀ خود را نیازمند تأویل و تفسیر کند (جدول فراوانی ارائه شده است). افغانی با توجه به معنای ذهنی و نمود تجربۀ بیرونی آن، از فعلی عملگرا که بار معنایی کنش را به درستی انتقال دهد، استفاده می‌‌کند و در بازنمایی حالات حاکم بر کنشگران متأثر از گفتگوی موجود طبقۀ کاربران است. در این رمان، بیشتر با اسم‌‌سازی که اصلی‌‌ترین نمود استعارۀ گذرایی است، فرایندها (افعال)، به صورت استعاری به اسم تبدیل شده‌‌اند و نویسنده با این انتقال در نوع دستوری، باعث برجستگی پیام و سخن مشارکان شده ‌‌است. در این اثر، معنای اندیشگانی هم ناظر بر تجربه‌‌های نویسنده از دنیای بیرون است.