رابطۀ دولت و سازمانهای صنفی در بازار مطالعه موردی: بازار تهران (1906-1800 میلادی)
نویسندگان
1 دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22054/tssq.2026.86622.1685چکیده
هدف از این مقاله مطالعۀ چگونگی رابطۀ دولت با سازمانهای صنفی در بازار در شهر جامعۀ پیشامدرن ایران است. برای مطالعۀ این پرسش، از چارچوب «دولت در جامعه» برگرفته از جامعهشناسی سیاسی جدید کمک گرفته شده است. روش پژوهش یک مطالعه تاریخی است که یک مطالعه موردی را پیرامون سازمانهای صنفی در مکان بازار تهران در مقطع زمانی 1800-1906 میلادی طراحی میکند. در پی مطالعه چگونگی رابطۀ دولت و سازمانهای صنفی در بازار تهران در این دوره، سیاست دولت و موقعیت نهادی در رابطه با این سازمانها در بازار بررسی شدهاست. سیاست دولت که از طریق تحلیل ترتیبات اداری دولت برای ادارۀ سازمانهای صنفی و نیاز مالی دولت به آنها دنبال میشود، یک سیاست توازن قدرت براساس نیاز متقابل میان خود و سازمانهای صنفی در بازار را نشان میدهد. همچنین تجزیه و تحلیل موقعیت نهادی سازمانهای صنفی به معنای مولفههایِ ایجاد و حفظ قواعد کنترل حیات اقتصادی- اجتماعی نشان میدهد که سازمانهای صنفی در بازار از نوعی از استقلال نسبی برخوردار بودهاند. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت دولت قاجار ناتوان از ایجاد یک ساختار قدرت متمرکز برای ادارۀ حیات اقتصادی به ناچار سیاستی را در پیش گرفت که بر حفظ توازن قدرت میان خود و بازاریان متمرکز بود. ازاینرو، ادغام نهادهای دولت در سازمانهای صنفی در بازار محدود بود. این امر، به نوبه خود، در موقعیت نهادی سازمانهای صنفی بازار نوعی از استقلال نسبی را رقم میزد که برای آنها تحت تابعیت اقتدار دولت امکان قابلتوجهای از خودگردانی را فراهم مینمود.