دولت به‌مثابه «خدای پنهان» در الهیات سیاسی پیر بوردیو

نویسندگان

1 دکتری علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.22054/tssq.2026.85255.1648
چکیده

نظریه‌های دولت مدرن عمدتاً تحت تأثیر صورت‌بندی تئوریک کارل اشمیت و ماکس وبر به دولت سویه‌ای الهیاتی و استعلایی بخشیده‌اند به‌نحوی‌که دولت به‌سان حاکم قدر قدرت هابزی بر فراز  و ورای جامعه ایستاده و از موضعی بیرونی، جامعه را سامان می‌بخشد. ولی این نظریه‌ها  اشمیتی-وبری در حول دولت مدرن از هر دو طیف چپ و راست واجد معضلی بنیادین هستند مبنی بر اینکه در صورت بیرونی بودن قدرت دولت، منبع مشروعیت که شرط ضروری همه دولت‌هاست، از کجا نشئت می‌گیرد. به‌بیان‌دیگر، اگر منبع قدرت دولت در بیرون از جامعه باشد، معضل بحران مشروعیت موجب می‌شود دائماً شاهد فروپاشی دولت‌ها و ظهور انقلاب باشیم ولی رخدادهای دگرگون ساز مثل انقلاب، پدیده‌ی استثنایی و انگشت‌شمار در طول دوران مدرن است و در اکثر مواقع ما با حفظ وضع موجود مواجهه‌ایم که تبعیت اتباع را به دنبال دارد. سؤال اصلی مقاله ناظر بر این است که پیر بوردیو  چه مفهوم‌بندی از دولت ارائه می‌کند و در نظریه دولت خود چه پاسخی به استثنا بودن  دگرگونی و تغییرات انقلابی و پایا بودن وضع موجود می‌دهد؟ مقاله از روش ساختارگرایی تکوینی پیر بوردیو برای پاسخ به پرسش فوق سود می‌جوید. فرضیه اصلی مقاله این است که اقتدار دولت نه امری استعلایی بلکه پدیده‌ای درون ماندگار است. مقاله نشان می‌دهد که پیر بوردیو با به‌کارگیری مفهوم «خدای پنهان» که برگرفته از الهیات سیاسی درون ماندگار است، مکانیسم تولید مشروعیت دولت در دوران مدرن و به‌تبع آن اطاعت اتباع از دولت را شرح می‌دهد. از این منظر، دولت مدرن به‌سان خدای پنهان در همه امور روزمره جریان دارد و نظم اجتماعی را نه از خلال تصمیم استثنایی حاکم بلکه، از روزنه سامان بخشی زندگی هرروزه انجام می‌دهد.