نقش دولت در برساخت هویت ملی در چین؛ از سنت کنفوسیوسی تا سوسیالیسم با ویژگیهای چینی
نویسندگان
1 پژوهشگر پسادکترای علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران، ایران.
doi
10.22054/tssq.2026.88444.1725چکیده
این مقاله به بررسی نقش دولت در فرآیند برساخت هویت ملی در چین میپردازد و میکوشد به این سؤال اصلی پاسخ دهد که چگونه، علیرغم دگرگونیهای گفتمانی، ایدئولوژیک، اقتصادی و بینالمللی، نقش ساختاری دولت در هویتسازی ملی چین از سنت کنفوسیوسی تا چین معاصر تداوم یافته است؟ برخلاف رویکردهایی که کنفوسیوسیسم و مارکسیسم را بهمثابه ایدئولوژیهای همسطح تحلیل میکنند، این پژوهش بر تمایز میان ذات اخلاقی–فلسفی کنفوسیوسیسم و کارکرد نهادمند و حکومتی بازتفسیرشده آن تأکید دارد. این پژوهش با بهرهگیری از روش تحلیل تطبیقی تاریخی- گفتمانی و بر اساس سه دسته داده شامل «متون کلاسیک کنفوسیوسی»، «اسناد و گفتارهای رسمی حزب کمونیست چین در دورههای مائو، اصلاحات دنگ و چین معاصر»، و نیز «سیاستهای فرهنگی و آموزشی دولت»، به تحلیل تداوم نقش دولت در تولید معنا و هویت جمعی میپردازد. بازه زمانی پژوهش از دوران امپراتوری تا عصر حاضر را در بر میگیرد و امکان آزمون ادعای تداوم ساختاری در بستر تحولات عمیق تاریخی را فراهم میسازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که اگرچه محتوای ایدئولوژیک از کنفوسیوسیسم کلاسیک به مارکسیسم و سپس به سوسیالیسم با مشخصات چینی تغییر یافته است، اما دولت در تمامی این دورهها همچنان نقش محوری خود را بهعنوان مرجع نظم اخلاقی، مشروعیت سیاسی و هویت ملی حفظ کرده است. از اینرو، تداوم مورد نظر مقاله نه تداوم محتوایی ایدئولوژیها، بلکه استمرار یک الگوی نهادی دولتمحور در تاریخ فکری و سیاسی چین است که نهتنها در سنت کنفوسیوسی و نظام بوروکراتیک امپراتوری، بلکه در دوره سوسیالیسم چینی نیز از طریق سیاستهای مشخصی همچون کمپین آموزش میهنپرستانه پس از 1989، بازترویج گزینشی کنفوسیوسیسم از دهه 2000 و اسناد رسمی حزب کمونیست درباره مفهوم «ملت چین» قابل مشاهده است.