بررسی ساخت قدرت و اشکال تعامل دولت و اقوام در ایران؛ دوره سنتی، مشروطه و پهلوی

نویسندگان

1 دانشیار علوم سیاسی دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران.

2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران.

doi
10.22054/tssq.2026.74017.1417
چکیده

هدف اصلی این مقاله، شناخت اشکال تعامل دولت ­و اقوام ذیل وضعیت­های مختلف ساخت ­قدرت در دوران سنتی، مشروطه­ و پهلوی است. روش پژوهش، کیفی از نوع تبیینی-تاریخی است و از چارچوب نظری ساختار فرصت سیاسی برای تبیین پویایی­های­ روابط دولت­ و اقوام ذیل ساخت­های­ قدرت در پیشا مشروطه، مشروطه­ و پهلوی استفاده شده است. در دوره سنتی(پیشا مشروطه)، ساخت قدرت مبتنی بر همکاری دولت و اقوام بود. از این رو قدرت‌های متنوع در عرصه حکمرانی، یکدیگر را در یک منطق و نظم مشخصی متوازن و تعدیل می‌کردند. در نتیجه از تسلط مطلق یک قدرت بر دیگری جلوگیری می‌شد. از تداوم این سیر رابطه بین دولت و اقوام در چارچوب تبادل زمین و منابع، بسیج قدرت در قالب جمع‌آوری لشکر و مالیات، نوعی پراکندگی  قدرت در ایران تثبیت و بازتولید می‌شد. در دوران مشروطه به دلیل ساخت قدرت پراکنده و غیر ایدئولوژیک ملوک­الطوایفی و رسمی شدن این سازوکار با تصویب قانون انجمن­های ایالتی و ولایتی شکل غالب تعامل دولت ­و اقوام مبتنی بر همکاری بود و به تبع آن تحرکات ­قومی در چارچوب خودمختاری­ محلی در ساخت ­قدرت ملوک‌الطوایفی صورت گرفت. اما در دوره پهلوی با گذر از ساخت ­قدرت ملوک­الطوایفی به ساخت ­قدرت متمرکز و ایدئولوژیک شکل غالب تعامل دولت ­و اقوام مبتنی بر منازعه و به تبع ساخت ­قدرت، تحرکات ­قومی از جنس خودمختاری خواهی­ واگرایانه شد.