نسبت الهیات سیاسی و امر سیاسی با دولت در گفتمان زرتشتی
نویسندگان
1 استادعلوم سیاسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
doi
10.22054/tssq.2026.73842.1416چکیده
شکلگیری هر گفتمان وابسته به مفاهیم تمایز و رقابت است. گفتمان الهیات سیاسی زرتشتی در رقابت و منازعه معنایی با ادیان، جنبشها و گفتمانهای متعددی از قبیل مهر گرایی، زروانی، مانوی شکل گرفت. تعدد آیینی و اعتقادی از جمله چندخدایی مهمترین مفهوم مورد اعتراض گفتمان زرتشتی بود و در تمایز با آنان حامی ایده خدای واحد(اهورامزدا) بود. این منازعات معنایی در مورد مفاهیم به شکلگیری گفتمان زرتشتی بر محور دال مرکزی اهورامزدا انجامید. این گفتمان در دوره ساسانیان به عنوان گفتمان حاکم آموزههای سیاسی خود را که ریشه در متون و انگارههای دینی داشت، را برجسته و مفاهیم دیگر گفتمانها را به حاشیه کشاند. هدف پژوهش این است که با اتکا به روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه عناصر گفتمان زرتشتی را شناسایی و نسبت الهیات سیاسی و امر سیاسی با دولت را در گفتمان زرتشتی با نظریه کارل اشمیت مقایسه نماید. الهیات سیاسی در نظریه اشمیت منبع تولید مفاهیم و امر سیاسی پیشفرض مفهوم دولت و مبتنی بر تمایز دوست/دشمن است. بر اساس یافتههای پژوهش الهیات سیاسی در ایران منبع تولید مفاهیم و عناصر گفتمان زرتشتی مانند؛ اهورامزدا، نظم کیهانی اشه، آموزه خیر و شر، شاه آرمانی، خویشکاری است و جهتگیری خاصی مشابه رویکرد اشمیت به امر سیاسی دارد که مبتنی بر خصومت خیر و شراست. مدل منتج و تجویزی دولت بر اساس مبادی الهیات و امر سیاسی، حکومت شهریاری و حاکم مقبولی با دایره اختیارات گستردهای است که در عین وجوه افتراق مشابهت زیادی با تئوری دولت اشمیت دارد که در این پژوهش به آن پرداخته میشود.