نقد فلسفی و آموزش فلسفه
نویسندگان
1 استاد (بازنشسته) گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jop.2025.399094.1006934چکیده
گوناگونی فلسفهها را میتوان به تعبیر نیچه چون گوناگونی شهرهایی دید که میتوان چند گاهی در آنها اقامت گزید و یا دست کم به مهمانی رفت ولی سرانجام چه بسا از همۀ آنها بیرون آمد. آن کس که به چنین سیر و گذاری میپردازد، معنای گفتۀ دیگر نیچه را نیز در مییابد: چشمها بسیارند، چشماندازها بیشمار و حقیقتها گوناگون. دریافت چنین معنایی نه تنها میتواند آدمی را از تنگناهایی که یا به حکم دیدگاه طبیعی و یا بنا به القائات اجتماعی در آن است، برهاند، بلکه چه بسا میتواند زمینهای گردد برای درآمدن به حالت پرسندگی و حتی سرگشتگی که سرآغاز فلسفیدن است. درست همین نکته یعنی رو کردن به پرسشهای بنیادی است که نقد فلسفی را از دیگر نقدها متمایز میکند. نقد میتواند از پایگاههای گوناگون صورت گیرد. هر دیدگاه، هر پایگاه و هرگونه معیاری میتواند بنیاد نقد گردد. اما نقد به راستی فلسفی تنها آنگاه ممکن خواهد بود که بنیاد آن خرد باشد و زمینهاش آزادی یعنی رها بودن از پایبندی و تعصب و پیشداوری. از این دیدگاه حتی نقدهایی که آموزههای فلسفی را چون ابزاری برای دستیابی به مقصدی جز شناسایی بهکار میگیرند، فلسفی نیستند.