معرفت اشراقی در اندیشۀ سهروردی

نویسندگان

1 مدرس مدرسۀ عالی و دانشگاه شهید مطهری، پژوهشگر.

doi
10.22059/jop.2025.396586.1006907
چکیده

سهروردی روش تعریف مشائیان را برای معرفت، معتبر نمی‌داند. نیز هدف مطلوب معرفت‌شناسی اشراقی، نوعی از معرفت کامل است که با یقین معلوم می‌شود[1]. این معرفت، تنها معرفت ذات است که با صور نامتغیرِ جاویدان متحد شده است. نزد سهروردی شرایط سخت فلسفی برای امکان معرفت، بی‌سابقه نبوده است. مطابق نظر او، اعتبار صوری با حکمت بحثی مشخص می‌شود. اما قائل به تمایز شناخت بحثی از معرفت شهودی بوده و این معرفت را برتر می‌داند. مطابق نظر سهروردی، تجربۀ فاعل شناسا، معتبرترین نوع شناخت است و آن را «سانح نوری» نامیده است. این شناخت ناظر به تجربۀ عرفانی است. به نظر سهروردی این تجربه، زمینۀ ظهور فلسفۀ بحثی است و به‌طور روشمند با برهان ایجاد می‌شود. اعتبار این دلایل قیاسی، وابسته به تجربۀ فاعل است. به نظر او انسان برای شناخت شیء، به تحلیل آن نمی‌پردازد بلکه با درک شهودی از واقعیت کلی و سپس تحلیل شهودی آن، به شناخت نایل می‌گردد. یعنی حکمت اشراق، مبتنی بر مشاهدات و تجربیات عرفانی از کل واقعیت است نه بر تعریف اشیاء متعدّد در واقعیت. نظریۀ تعریف سهروردی بازتابی از اساس دیدگاه معرفت‌شناسانه [اشراقی] است.   سهروردی هنگامی که می‌خواهد معرفت را با صفت «مسلم» توصیف کند، اغلب از اصطلاح «یقین» یا «متیقن» استفاده می‌کند. (سهروردی، شهاب‌الدین یحیی (1380)، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج 1-4، تهران : ج2، 21). اصطلاح یقین را می توان با έπιστήμη مقایسه کرد. برای نمونه نگاه کنید به ثابت بن قره (1958)، المدخل إلی علم العدد، بیروت :4 ،14، 185.