تعیین ترکیب مناسبی از عناصر ژئوشیمیایی برای بررسی اهمیت نسبی واحدهای سنگشناسی حوزة آبخیز خور و سفیدارک در تولید رسوب
نویسندگان
1 استاد دانشکدة منابع طبیعی دانشگاه تهران
2 استاد گروه آبخیزداری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران
3 کارشناس ارشد دانشکدة منابع طبیعی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jrwm.2014.50036چکیده
به دلیل وجود مشکلات زیاد در کاربرد روشهای سنتی، روش انگشتنگاری یا منشأیابی، که بر استفاده از خصوصیات فیزیکی، ژئوشیمیایی، و آلی رسوب و منابع رسوب متکی است، به عنوان روشی جایگزین و مناسب برای تعیین منابع اصلی رسوب و اهمیت نسبی آنها، مورد توجه محققان قرار گرفته است. در این تحقیق، با استفاده از این روش، نخست ترکیبی از ویژگیهای متمایزکننده، که منابع رسوب را دقیق و واضح جدا کنند، انتخاب شد. این ترکیب در زیرحوضههای مختلف حوضة خور و سفیدارک واقع در شهرستان ساوجبلاغ استان البرز تعیین شد و سهم هر واحد سنگی در تولید بار معلق محاسبه گردید. با تهیة نقشة سنگشناسی، واحدهای سنگشناسی حوضه به عنوان منابع رسوب در نظر گرفته شد و رسوبات پشت سازههای آبخیزداری به عنوان مناطق رسوبگذاری. غلظت ۹ عنصر ژئوشیمیایی برای مواد با قطر کمتر از 5/62 میکرون اندازهگیری شد. سپس، بعد از اطمینان از نبود دادههای پرت و بررسی آزمونهای تجزیة واریانس یکطرفه و کولموگروف- اسمیرنوف، از روش تحلیل تشخیص برای انتخاب ترکیب مناسب نهایی استفاده شد. از میان عناصر انتخابی، عنصر Ca مهمترین عنصر در جداسازی واحدهای سنگشناسی بود. در نهایت، اهمیت نسبی هر واحد سنگشناسی نسبت به تولید رسوب معلق محاسبه شد که نشان داد سازندهای شمشک و زاگون بیشترین سهم را در تولید بار معلق منطقه دارند.