بررسی رابطه زبان و قدرت در شعر «دلم برای باغچه میسوزد» از فروغ فرخزاد با دو رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی و دستور نقشگرا
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22091/jls.2023.8890.1456چکیده
تحلیل گفتمان انتقادی و دستور نظاممند نقشگرا هر دو متشکل از یک سری روش برآمده از رشتههایی همچون زبانشناسی و جامعهشناسی برای مطالعه روابط میان متون و مناسبات قدرتند. در رویکرد فرکلافِ تگفا با مدل سه مرحلهای توصیف، تفسیر و تبیین و در نظریه نقشگرا با محورهای سهگانه اندیشگانی، میان فردی و متنی تحت عنوان فرانقش مواجهایم. ما در این مقاله برای مطالعه موردی کاربست همزمان ابزارهای تحلیلی دو نظریه مذکور بر ادبیات فارسی، یعنی استفاده از دستور نقشگرا در سطوح توصیف و تفسیرِ تگفا، شعر «دلم برای باغچه میسوزد» فروغ فرخزاد را انتخاب کردیم و دو هدف کارکردی عمده را مورد توجه قرار دادیم؛ نخست ارائه تصویری دقیق از دو نظریه و سپس تحلیل زبانشناختی شعر و رسیدن به پاسخ این پرسش که ایدئولوژی حاکم بر متن و نحوة برخورد آن با ساختارهای اجتماعی و در یک کلام گفتمان مفصلبندی شده در آن و ارتباط آن با مناسبات قدرت زمانهاش چیست. در واقع با بررسی ظواهری همچون: بسامد فرایندها، وجه، زمان و نوع فعلها، ضمایر، ادات تأکید، لحن و نمادها و گردآوری آمار مورد نیاز، به این نتیجه رسیدیم که ایدئولوژی فرستنده در شکلگیری سازههای زبانی و این سازهها در انتقال این ایدئولوژی نقش دارند. یافتهها نشان داد که شعر هم گفتمان شبهمدرنیتة حاکم بر ایران زمان خود و هم گفتمانهای سنّتی و بیطرف، نظام سیاسی استبدادی، ناسیونالیسم و مردسالاری را طرد میکند و در مقابل، گفتمانهای مبارزة سیاسی _ اجتماعی، فمنیسم و انسانسالاری در آن بازتولید و مفصلبندی شدهاند. لحن گوینده در مورد نگاه خوفآلود به دین منفی است. نمادهای شعر که امکان تفاسیر متکثر را میدهد با مناسبات دموکراتیک و مبتنی بر چندصدایی رابطة دو سویه دارد. بسامد نمادها، تقدّم و تأخّر آنها و جنسیت انتخاب شده برایشان نیز روشنگر واقعیاتی بود که در تحلیلها به کمک پژوهشگران آمد.