ساخت سازهای گروه اسمی در گلستان و بهارستان (کاربرد نحو در سبکشناسی ادبی)
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان(آزفا) دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
doi
10.22091/jls.2023.8778.1447چکیده
جامی بهارستان را متناسب با ویژگیهای موجود در گلستان سعدی تألیف نموده است. این موضوع در یک نگاه کلی نیز قابل مشاهده است. با وجود گرایش بیشتر هر دو اثر در کاربرد قطب «انتخاب» به جای «ترکیب»، این مسأله پیش میآید که دو اثر که به لحاظ سبکی نزدیک به هم هستند، به لحاظ زبانی از چه ویژگیهایی برخوردارند و چه شباهتها یا تفاوتهای زبانی بین آن دو وجود دارد. در این پژوهش سازه گروه اسمی به عنوان یکی از سازههای مهم زبان در پیکرهای برگرفته از نمونههایی از گلستان و بهارستان به روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که در مجموع فراوانی گروههای اسمی گلستان بیشتر از بهارستان است. همچنین فراوانی و فراوانی نسبی گروههای اسمی بدون وابسته در گلستان بیشتر از بهارستان است. بررسی وابستههای هسته در گروههای اسمی دو اثر نشان از آن دارد که ساخت «هسته+اسم»، «هسته+صفت بیانی» و «هسته+گروه اسمی»، ساختهای غالب گروههای اسمی تکوابسته و «بند موصولی» به عنوان وابسته پسین غالب گروههای اسمی دو وابسته گلستان و بهارستان است. از سوی دیگر، ساختهای «سور+هسته»، «هسته+اسم»، «هسته+صفت بیانی» و «هسته+گروه اسمی» ساختهای غالب گروههای اسمی تکوابسته گلستان و ساختهای «صفت مبهم+هسته»، «هسته+اسم»، «هسته+صفت بیانی»، «هسته+بند موصولی»، «هسته+گروه اسمی» و «هسته+گ.ح.ا.» ساختهای غالب گروههای اسمی تکوابسته بهارستان هستند. به نظر میرسد ساخت سازهای گروه اسمی میتواند به عنوان ابزاری نحوی برای شناسایی دقیقتر شباهتها و تفاوتهای آثار گوناگون ادبی استفاده شود و با طرح فرضیههایی به نمایان شدن ویژگیهای سبکی فردی و اجتماعی در آثار ادبی کمک کند.