رویکرد هایدگر به اثبات جهان خارج بر مبنای تفسیر وی از کتاب فوسیس ارسطو
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی قزوین، قزوین، ایران.
2 دانشیار دانشکده علوم و تحقیقات دانشگاه امام خمینی قزوین، قزوین، ایران.
3 استادیار گروه فلسفه دانشگاه امام خمینی قزوین، قزوین، ایران.
doi
10.22059/jop.2025.319142.1006585چکیده
اثبات جهان خارج جزء نخستین مسائلی است که از ابتدا دغدغۀ هایدگر جوان بوده است. وی در سراسر مسیر تفکر فلسفی خود، تلاش مکرری را برای بازیابی تجربه اولیه یونانی پیش از سقراطی از هستی بهعنوان φύσις (فوسیس) انجام میدهد. وی با ریشهیابی کلمات φύσις و nature ترجمه فوسیس به طبیعت را رد و بیان میکند که این ترجمه دلیل انحراف فلسفه و سپس علم شد که در نتیجۀ آن و در فلسفه کانت نیاز به اثبات جهان پیدا شد. بنابراین تلاش کرد تا از علمگرایی و نگاه علمی فاصله بگیرد و در رجوع به تفکر یونانی به این مسئله را نشان دهد که عدم اثبات جهان خارج، نه به دلیل غفلت فیلسوفان یونانی، بلکه در نوع نگاه آنان به رابطه انسان و جهان نهفته است. وی برای حل این معضلات با رجوع به فلسفه ارسطو، اصطلاحاتی همچون فوسیس، اپاگوگه، اتیا، آرخه و... را تفسیر میکند. در نظر وی فوسیس برای ارسطو همان هستی به ما هو هستی است و اصطلاحات دیگر همچون آیتیا، آرخه و بهویژه اوسیا را باید در این رابطه بازتعریف و تفسیر کرد. وی با ارائۀ این تفسیر نشان میدهد که رابطه انسان با هستی عمیقتر از آن است که نیاز به اثبات هستی احساس شود. هستی پیشاپیش موجودات و قبل از آنها برای انسان رخ عیان میکند و انسان با واسطۀ آن قادر به اگزیستانس میشود.