رورتی و «اضطراب دکارتی» ظرفیت انتقادی دیدگاه اجتماعی- سیاسی ریچارد رورتی

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران.

2 استاد گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران.

doi
10.22059/jop.2025.385937.1006865
چکیده

طبق دیدگاه رورتی، هیچ مرجعی به نام حقیقت، برای سنجشِ ارزش‌های اجتماعی وجود ندارد؛ رویه‌های مستقر در جامعه مبتنی بر هیچ حقیقتی نیستند بلکه محصولِ پویای گفتگو، اجماع، و توافقِ آزادانۀ اعضای جامعه‌اند. امیدواری رورتی به اینکه می‌توان بدون توسل به حقیقت و صرفاً از طریق گفتگوی آزاد و گشوده، معیاری برای سنجش ارزش‌های اجتماعی فراهم ساخت، انتقادات بسیاری را برانگیخته است. محوری­‌ترین بخش این انتقادات، مطابق با آنچه ریچارد برنشتاین «اضطراب دکارتی» می‌خواند، از این نگرانی حکایت دارد که اگر حقیقت وجود نداشته باشد، پس همه چیز مجاز خواهد بود. به عبارت دیگر، از نظر بسیاری از منتقدان، موضع رورتی در برابر حقیقت، و انکار بنیان­‌های ثابتِ باور و تعهدات اجتماعی از سوی او، ناگزیر به این معناست که ما هیچ معیار قابل اتکایی برای به نقد کشیدن باورها و رویه‌­های جاری جامعه در اختیار نخواهیم داشت. هر یک از آنها به طرق مختلف استدلال می‌کنند که دیدگاه رورتی جامعه را از ظرفیت انتقادی لازم برای ارزیابی ارزش‌های اجتماعی تهی می‌­سازد. در این مقاله، با رویکردی تحلیلی، در چارچوب این خط انتقادی، دیدگاه رورتی را مورد بررسی قرار می‌دهیم. درصددیم نشان دهیم که این انتقادات بر اساس سوء برداشت و خوانشی نامنسجمِ از آرای او شکل گرفته‌اند؛ طبق نتیجۀ این پژوهش، پراگماتیسمِ سیاسیِ رورتی، نه ­تنها به معنای انکارِ امکانِ نقدپذیری رویه­‌های جاریِ جامعه نیست، بلکه کوششی است مبتکرانه برای ارائۀ طرحی از سازه­‌های انتقادیِ غیرحقیقت‌محور، که متناسب با اندیشۀ پست‌­مدرن و برای رهایی آن از اضطراب دکارتی طراحی شده است.